فرهنگ آشتي آنلاين،شيما رفاهتي
حجاب در فرهنگ ها پيشينه زياد و طولاني دارد، حتي در ايران خود ما هم از زمان هخامنشيان چيزي به عنوان حجاب وجود داشته و زن ها داراي حجاب بوده اند البته نه همه شان،بنابراين براساس مستندات تاريخي حجاب از ديرباز وجود داشته است و نمي توان سابقه ي آن را نفي كرد.از گذشته تا كنون ديدگاه هاي متفاوتي در مورد حجاب وجود داشته است برخي با اين استدلال كه حجاب باطنی بر حجاب ظاهری برتری دارد در برابر ان موضع گرفته اند؛ در جواب به اين افراد بايد به اين نكته اشاره كرد كه هر چيز باطني اي هم بالاخره به طريقي نمود ظاهري پيدا مي كند مثلا ما نمي توانيم بگوييم كه تنها باطنا به خدا ايمان و اعتقاد راسخ داريم ،بلكه بايد نماز را كه نمود عيني ايمان به اوست را نيز به جا آوريم.البته اين را بايد يادآور شد كه حجاب میتواند نشانه ی ایمان باشد نه ملاك آن،زيرا صرف داشتن حجاب تنها معيار سنجش ايمان نيست. همچنين حجابی داراي ارزش مي باشد که بر اساس یقین و باور شخصی و با اعتقاد انتخاب گردد. گاهي سوال پيش مي آيد كه چرا حجاب تنها براي زنان است؟درواقع اسلام زن را موجود گرانمايه و ارزشمندي ميداند که داراي شخصيت و احترام فراواني ست و به عنوان يک رکن تشکيل دهنده خانواده، در سلامت و سعادت جامعه نقش بهسزايي براي او قائل است.اسلام معتقد است که زن ميتواند با پاسداري از گوهر عفاف و رعايت پاکدامني، کانون خانواده را مستحکم سازد، سلامت جامعه را تضمين کند و وظيفه تربيتي خويش را بهتر ايفا نمايد.اسلام از اينکه زن به عنوان ابزار و کالايي براي شهرتراني و چشمچراني افراد، و وسيلهاي براي تبليغات باشد مخالف است و آن را با منزلت و جايگاه زن مسلمان در تعارض ميبيند.
در واقع حجاب هم براي حفظ سلامت و شخصيت خود زن است و هم براي صيانت اجتماع.وقتي زن حجاب خود را حفظ نکند و از اين رهگذر افراد بيگانه،تحريک شوند، نتيجهاش داغ و شايع شدن بازار تجاوز به عنف نخواهد بود.همچنين فحشا رايج مي گردد و بنياني براي خانوادهها باقي نخواهد ماند. بنابراين وضع چنين قانوني نه يک تبعيض که تفاوتي است بين وظايف زن و مرد که به ساختار وجودي هر يک از آن دو باز ميگردد.علاوه بر آن مردان نيز بايد حجاب داشته باشند و مجاز به نماياندن بدن خود جز مواردي که نوعا آشکار است نيستند.
اما درضرورت لزوم حجاب مي توان موارد زير را بيان كرد:
جلوگيري از اذيت ديگران: قرآن كريم وقتي مساله لزوم حجاب را بازگو مي كند ،علت وفلسفه ضرورت حجاب را چنين بيان مي فرمايد :ذلك ادني يعرفن فلا يوذين ؛براي اينكه شناخته نشوند ومورد اذيت واقع نگردند.
امانت الهي:ازنظر قرآن زن امين الله مطرح است يعني اين مقام واين حرمت وحيثيت را خداي سبحان كه حق خود اوست به زن داده واز اوخواسته كه ازاين حقش به عنوان امانت الهي محافظت نمايد .يعني زن بايد كاملاً درك كند كه حجاب او تنها مربوط به خود اونيست وحجاب زن حقّي الهي است.
انگيزه فطري:فطرت به عنوان يك نعمت دروني وهمگاني دروجود انسانها قراردارد وافراد بدون استثنا ازاين نعمت الهي برخوردارمي باشند .
عقل:عقل سليم مارابه پوشش وحجاب دستورمي دهد وآن رامايه كرامت وحفظ انحرافات وبيهودگي ها و پوچيها وموجب استواري انسان مي داند وآنچه راكه باعث بي عفتي وپيامدهاي شوم برهنگي مي شود مذموم وناپسند مي داند .
آرامش رواني:اولين خاصيت حجاب وپوشش ،خاصيت رواني يعني آرامش رواني است.همچنين از ديگرآثارش مي توان به تعديل و رام شدن غرايز،محکمشدن بنياد خانواده،سلامت اجتماع از بي بندوباري وحفظ شخصيت زن و بالارفتن احترام او نيز اشاره كرد.
برخي اين مساله را بيان مي دارند كه حجاب بايد اختياري گردد؛ در پاسخ بايد گفت در هر كشورى يك سلسله دستوراتى وجود دارد كه بسته به شرايط ان جامعه حتي به اجبار به اجرا گذاشته مي شوند.اگر هر چيزي اختياري شود پس تكليف قانون چه مي شود و آيا به هرج و مرج پس از آن انديشيده مي شود! ما در جامعه اي اسلامي زندگي مي كنيم و بايد مطابق قوانين اسلامي بر گرفته شده از كتاب اسماني مان برخي هنجارها را رعايت كنيم و بسته به اعتقادات اسلامي كه داريم نمي توانيم به گونه اي ديگر رفتار نماييم.متاسفانه امروزه با برخي بي بند وباري ها در جامعه كه در قالب پوشش نادرست است مواجه هستيم كه البته كارهايي هم براي جلوگيري از ان به عمل آمده ولي نتوانسته اين مشكل را به صورت جدي و ريشه اي حل نمايد.اين نكته را بايد مورد توجه قرار داد كه نمي توان به زور افراد را وادار به حجاب كرد زيرا اين احتمال وجود دارد كه كنشي چون زور واكنشي چون مقابله و عدم تمكين را در پي داشته باشد.كار فرهنگي بيشتر براي حل اين معضل لازم است در واقع اين سخني ست كه بارها و بارها مسوولان آن را بيان داشته اند كه البته تنها در حد حرف باقي مانده و عملا كار درخور توجهي كه به اشاعه هر چه بيشتر فرهنگ حجاب و عفاف در جامعه كمك كند صورت نگرفته است.