کد مطلب : 12218
روابط مسلمانان و مسیحیان باید ارتقا یابد
کارشناسان علوم دینی معتقدند تقريب بين مسلمانان و مسيحيان با هدف تقويت معنويت در جهان ضروري است و تغافل و تجاهل نسبت به اهميت « اشتراك اسلام و ساير اديان در اعتقاد به خدا» خلاف قرآن است.
گروه تاریخ و اندیشه فرهنگ آشتی آنلاین
کارشناسان علوم دینی معتقدند تقريب بين مسلمانان و مسيحيان با هدف تقويت معنويت در جهان ضروري است و تغافل و تجاهل نسبت به اهميت « اشتراك اسلام و ساير اديان در اعتقاد به خدا» خلاف قرآن است.
بر این اساس تقريب بين مسلمانان و مسيحيان با هدف تقويت معنويت در جهان ضروري است و تغافل و تجاهل نسبت به اهميت اشتراك اسلام و ساير اديان در اعتقاد به خدا خلاف قرآن است.
براي پرداختن به بحث اقليتها، بايد مباحثي مانند «بررسي انديشهاي ديني و يا فكري ديني در دو سطح ديني كلامي و ديني فقهي»، «وضعيت فعلي اقليتهاي مسلمانان در كشورهاي غيراسلامي و يا اقليتهاي مسيحي در كشورهاي اسلامي» مورد بررسي و مطالعه قرار گيرد.
در اين راستا همچنين باید وضعيت فعلي اقليتها، توطئه دشمنان براي استفاده از اقليتها جهت ايجاد تفرقه درون جوامع اسلامي و يا ميان مسيحيت و اسلام و مصالح فيمابين مسلمانان و مسيحيان و بررسي آيندهپژوهانه نسبت به تعامل بين مسيحيت و اسلام نيز بايد مورد مطالعه و بررسي جدي قرار گيرد.
برخی معتقدند بايد در شرايط كنوني با عبور از مرحله گفتوگوي ميان اسلام و مسيحيت، به سمت ايجاد تقريب علمي به صورت كلان و اساسي ميان اين دو دين بزرگ الهي برويم.
خداوند در قرآن كريم در آيه" قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ..." با ذكر كلمه «تعالوا» بالاتر از تقريب را فرموده است ولي ما به دليل برخي مشكلات تاريخي في مابين، ابتدا بايد مرحله تقريب را در پيش بگيريم.
تقريب بين اسلام و مسيحيت نبايد از خاستگاههاي ضعيف، كوچك و در سطوح پايين شروع شود بلكه بايد به صورت كلان و اساسي و تقريب اسلام و مسيحيت آغاز شود و اين عمل كردن به دستور خداوند متعال است.
اشتراك اسلام و مسيحيت در اعتقاد به خداوند و رويكرد به دعا نقطه اشتراكي مهمي است. نبايد تصور شود كه اين نقطه اشتراك، غير مهم و داراي كاركرد نميباشد .
سخن اين است كه اعتقاد به خداوند بسيار مهم و پر كاركرد ميباشد يعني اعتقاد به خداوند متعال، مبناي تحولات بسيار بزرگ است.
تمركز بر كلمه سواء (قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ .. )، تاثيرات و كاركردهاي معنويت بخش زيادي را در جامعه ايجاد و تعامل مهمي را بين مسيحيت و اسلام رقم ميزند.
اما در خصوص چالشهاي فراروي اشتراكات ميان مسلمانان و مسيحيت ذکر این نکته لازم است که سه چالش فراروي اين مشتركات وجود دارد. اولين چالش اين است كه اين مشتركات را نفي و يا نسبت به آنها تغافل كنيم. تغافل نسبت به اين اشتراكات بر خلاف منطق قرآن كريم، عقل و امري غلط است که بايد اين مشتركات را كه خداوند در محور آنها قرار دارد بسيار مهم تلقي كنيم.
چالش دوم اين است كه به اين اشتراكات ميان اسلام و مسيحيت توجه كنيم ولي در عين حال بگوييم انديشه خداوند به تنهايي كاركرد ندارد و فايده كمي بر آن مترتب است. اين استدلال نادرست است زيرا اعتقاد به خداوند در هر مرحلهاي اساس معنويت را تشكيل ميدهد.