در نامه امام حسين (ع) به برادرشان محمد حنفيه آمده است: «دليل خروج و قيام من بر عليه يزيد براي اصلاح در ميان امت اسلام است، اراده كردهام معروفگستري و منكرزدايي نمايم و سير كنم در سيره جدم رسول خدا (ص) و پدرم علي (ع)»؛ همچنين آن حضرت در بيان زيبا و پرنغز ديگري فرمود: «اگر دين جدم رسول خدا (ص) با ريخته شدن خون من مستقيم شده و استواري مييابد، پس اي شمشيرها مرا در آغوش گيريد و بر من فرود آييد!» و در راستاي همين پاسداري از آيين مقدس اسلام و اهداي خون در راه دين توسط امام حسين (ع) است كه علمدار كربلا ابا الفضل العباس (ع) برادر شجاع و دلير آن حضرت فرمود: «وَ الله اِنْ قَطَعْتُموُا يَميِنِي اِنِّي اُحامِيِ اَبَداً عَنْ دِيْنِي؛ به خدا قسم گرچه يزيديان دستم را قطع كردهاند ولي بدانيد كه من تا ابد و تا زنده هستم حامي دين خواهم بود».
در اين رابطه و از نظر الگوپذيري از شهيدان قيام عاشورا لازم ميدانم اشاره نمايم كه در عمليات بيتالمقدس ۲، در ارتفاعات گردرش در داخل كردستان عراق، شاهد ايثار و جانسپاري رزمندهاي بسيجي بودم كه دستش قطع شده بود. بنده او را در آغوش گرفته بودم و سردار بنياسد از عزيزان رزمنده خراساني با بند پوتين خود پايين دست او را محكم ميبست تا جلوي خونريزي را بگيرد. آن رزمنده بزرگ با روح سرشار ديني و عشق وافر به آقا ابا الفضل العباس (ع) همان سخن حضرت را بر زبان جاري نموده و ميگفت خدا را شكر كه اين توفيق را يافته تا به مانند علمدار كربلا دست خود را در راه دين و انقلاب هديه نمايد. او خطاب به ما ميگفت: «راه خودتان را برويد و از مأموريت نمانيد».
بنا به آنچه گفته شد، به نظر ميرسد در مقطع فعلي بيش از هر زمان ديگر، وظيفه خطير و مهم متوجه نخبگان و اصحاب سيادت است. كساني كه به نام دين و با مستمسك قرار دادن اصول مربوط به دين و شريعت اسلامي به سياستورزي اشتغال دارند. بدون شك ميتوان ادعا نمود كه از اصول اوليه حاكم بر فرهنگ ديني طلايهداران نهضت عاشورا و انقلاب اسلامي ايران، اين بود كه در شرايط خاص بنا به اقتضاي نهضت و قيام ديني، كساني كه التزام ديني دارند، جان خود را فداي دين نمايند، همچنان كه شهداي عاشورا و پيروان آنان در طول تاريخ اينگونه عمل نمودند اما متأسفانه چيزي كه در اين ميان نميتوان كتمان نمود اين است كه در اين چند سال اخير به دليل رفتارهاي اشتباه و در مواردي قدرتطلبي بعضيها آن هم از راه نگاه ابزاري به دين، بيش از هر چيز ديگري به دين و آموزههاي مربوط به آن آسيب رسيده است. رفتارهاي افراطگرايانه در دفاع از آنچه كه امروز به عنوان جريان انحرافي از آن ياد ميشود، آن هم با استفاده از اصولگرايي ديني در جهت سست شدن ارزشها در ذهن و فكر شماري از جوانان مؤثر واقع شده است به ويژه آن كه در سالهاي اخير عقلگرايي و اعتدالگرايي ديني به شدت تضعيف شده و جرياني افراطي و حرمتشكن به نام دين، ميداندار سياست شده است. به اين اضافه نماييد روشهاي رمالي و جنگيري و در كنار آن اختلاس سه هزار ميليارد توماني در حوزه مديريت كساني كه دولت كنوني را از پاكترين دولتها در طول تاريخ معرفي نموده و داعيه مديريت ديني از نوع مديريت آقا امام زمان (ارواحنا له الفداء)، را دارند. اين نحوه نگرش سياسي به دين و برخورد ابزاري با آن براي لاپوشاني قدرت و توجيه ضعفها، خطر بزرگي براي دين محسوب ميشود.
در مقطع فعلي حضور در انتخابات دوره نهم مجلس شوراي اسلامي با نيت تقويت نظام و اركان انقلاب يك ضرورت است ولي ضرورت بالاتر از آن، دقت و مواظبت از استفادههاي شعاري و تبليغي از دين در رابطه با قدرت و كسب كرسيهاي مجلس است. امري كه لازم است همه دلسوزان نظام ضمن برائت از روشهاي انحرافي و فتنهگرانه، از آن اجتناب نمايند. التزام به اصول اخلاقي و رعايت خط قرمزهاي مربوط به دين و شريعت نبوي و علوي از راه تأكيد به اصول قانون اساسي و دفاع از حقوق اساسي ملت، بهترين راه براي تحقق امر مهم ياد شده است.
اتخاذ يك چنين راهبرد هوشمندانه و عقلاني از سوي نخبگان دلسوز نظام براي حضور در انتخابات پيش رو، راه برخورد ابزاري با دين و عدالت را بر طريقتيهاي غيرمعقتد به ولايت ديني سد كرده و اعتماد اقشار آسيبپذير از حوادث اخير را افزون خواهد نمود. امري كه اگر مبناي نظر احزاب سياسي، كانديداهاي تكليفمدار، مسئولين و به ويژه روحانيت قرار گيرد، شعار برخواسته از شعور ديني راستقامت جاودانه تاريخ، شهيد آيتالله مدرس «سياست ما عين ديانت ماست»، را در ذهن و فكر مردم عزيزمان زنده و پايدار خواهد نمود.