شبکه خبری تحليلی فرهنگ آشتی - پربيننده ترين عناوين :: rss_full_edition http://farhangashti.com/ Thu, 17 May 2012 00:03:26 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://farhangashti.com/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif شبکه خبری تحليلی فرهنگ آشتی http://farhangashti.com/ 100 70 fa تهیه شده توسط شبکه خبری تحليلی فرهنگ آشتی Thu, 17 May 2012 00:03:26 GMT 60 آثار و فواید ذکر "بسم الله الرحمن الرحیم" http://farhangashti.com/vdcjvyev.uqehhzsffu.html انچه گفته شد فوايد ذكربسم الله در بهشت ورهايي ازجهنم وو در رابطه با اثار بسم الله بر اعمالي گه در روايات به ان توصيه شده است اينك به ادامه اثار اين ذكر عظيم ميپردازيم.به گزارش فرهنگ آشتی آنلاین، ۱۷.هم غذا شدن شیطان از پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله پرسیده شد: آیا شیطان با انسان چیزى مى خورد؟ در پاسخ فرمودند: آرى ، بر سر هر سفره‌اى که "بسم الله الرحمن الرحیم" گفته نشود، شیطان با آنان غذا مى خورد، و به این جهت ، خداوند برکت را از آن سفره بر مى دارد.1۸.نام خدا هنگام وضو امام صادق علیه السلام فرمودند: کسى که هنگام وضو نام خدا را ببرد، تمام بدنش ‍پاک مى شود و این کار کفاره گناهان بین دو وضو خواهد بود. و کسى که نام خدا را نبرد، فقط آن مقدار از بدنش که آب به آن مى رسد پاک مى شود. امام صادق (ع ) فرمودند: هر کسى که هنگام وضو نام خدا را بر زبان جارى کند، گویا غسل کرده است. ۱۹.هنگام خواب از رسول گرامى خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است که فرمودند: هر گاه بنده در هنگام خواب بسم الله الرحمن الرحیم بگوید، خداوند مى فرماید: فرشتگانم ! نفس کشیدنهایش را تا صبح حسنات به حساب آورید و برایش بنویسید. ۲۰.هنگام سوار شدن امام کاظم علیه السلام نقل مى نمایند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: اگر مردى سوار چهارپا شود و نام خدا را ببرد، فرشته‌اى پشت سر او سوار شده و او را تا هنگام پیاده شدن محافظت مى نماید. و اگر هنگام سوار شدن ، نام خدا را نبرد شیطانى پشت سر او سوار شده و به او مى گوید آواز بخوان . اگر بگوید بلد نیستم ، مى گوید آرزو کن . و او پیوسته آرزو مى کند تا پیاده شود. ۲۱.قبل و بعد از غذا از رسول اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده است که فرمودند: هیچ مردى نیست که خانواده خویش را گرد آورد و آن گاه سفره را پهن نماید و آنان در آغاز خوردن بسم الله الرحمن الرحیم و در پایان آن الحمد لله رب العالمین بگویند و سفره را بردارند، مگر آن که همگى مورد آمرزش قرار خواهند گرفت. على علیه السلام فرمود: هنگامى که غذا مى خورید، در آغاز آن بسم الله الرحمن الرحیم گفته شود و در انتهاى آن حمد خدا شود. ۲۲.محافظت فرشتگان رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: چنانچه آدمى در هنگام سوار شدن بر وسیله نقلیه نام خدا را ببرد و بسم الله بگوید، فرشته‌اى براى محافظتش همراه گردد و او را تا زمانى که پیاده شود، از هر حادثه اى نگاه مى‌دارد و اگر سوار شود و "بسم الله" نگوید، شیطان همراهى‌اش مى کند.۲۳.آفت ترک بسم الله هنگام سوارى رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: بنده هنگامى که سوار وسیله‌اى شود و بسم الله نگوید در ردیف شیطان قرار مى گیرد. ]]> معارف Fri, 20 Apr 2012 05:21:17 GMT http://farhangashti.com/vdcjvyev.uqehhzsffu.html جلسه تعيين سياستهاي همايش بين المللي مديريت و اقتصاد رسانه http://farhangashti.com/vglhwvnz.23nmi2yttxfd2.u.html ]]> چند رسانه ای Sun, 04 Mar 2012 10:37:45 GMT http://farhangashti.com/vglhwvnz.23nmi2yttxfd2.u.html خواننده مرتد چرا به آلمان گریخت؟ http://farhangashti.com/vdcjx8e8.uqethzsffu.html پیام فضلی نژاد گفت: شاهين نجفي در دوره اصلاحات گروه هاي زيرزميني موسيقي رپ را در رشت و تهران ترتيب مي داد و در سال ۸۴ از ترس مجازات بدليل ارتكاب جرائمي نظير همجنس گرايي به آلمان گريخت. به گزارش فرهنگ آشتي آنلاين ، پیام فضلی نژاد در گفت و گو با خبرگزاري دانشجو، درباره ماهيت و پيشينه شاهين نجفي خواننده هتاك به امام هادي (ع) گفت: «شاهین نجفی» خواننده و سازنده کلیپ موهن علیه امام هادی(ع) که از دوره اصلاحات به راه‌اندازی گروه‌های موسیقی زیرزمینی در رشت و تهران پرداخت، یک «همجنس‌باز» است که به سبب اشاعه فحشا و فساد با شکایت شاکیان خصوصی شامل چند خانواده، دو بار در ایران دستگیر شد و سال ۱۳۸۴ از ترس مجازات سنگین کیفری به آلمان گریخت. نجفی به سرعت با پسمانده‌های گروهک‌های ترویستی مانند «سازمان فدائیان خلق» و «سازمان مجاهدین» پیوند خورد و با پیوستن به گروه «تپش ۲۰۱۲» در تجمعات این گروهک‌های تروریستی علیه ایران در شهرهای «استکهلم» در سوئد و «اسن» در آلمان حضور یافت و به اجرای کنسرت در میتینگ‌های منافقین پرداخت. پژوهشگر موسسه کیهان افزود: در سال ۱۳۸۷ که سازمان‌های مارکسیستی- تروریستی برای گسترش فعالیت‌های خود در دانشگاه‌های ایران می‌کوشیدند، «شاهین نجفی» نیز به همکاری با آنان پرداخت و توسط چند دانشجو در داخل ایران قصد یارگیری برای تروریست‌ها را داشت، اما آن زمان روزنامه «کیهان» پشت صحنه این پروژه را فاش کرد و در ۸ مهرماه ۱۳۸۷ نوشت: «اخيراً برخي از وبلاگ هاي دانشجويي اپوزيسيون با گرايش ماركسيستي، بيانيه‌اي از يك گروه موسيقي با عنوان تپش ۲۰۱۲ منتشر كرده اند كه در آن از راه اندازي كمپين يكصد هزار امضاء خبر مي دهد. وي با اشاره به ماهيت اين گروه تصريح كرد: اين گروه مبتذل خود را متشكل از تعدادي جوان ايراني و آلماني معرفي مي كند... اعضاي اين گروه هدف خود از تشكيل چنين محفلي را تلاش براي جمع‌آوري امضا و ارائه آن در سالروز حقوق بشر (۱۰ دسامبر) به پارلمان اروپا در بروكسل اعلام كرده‌اند تا توجه مطبوعات و رسانه‌هاي بين‌المللي را به شرايط حاكم در ايران و به اصطلاح نارضايتي مردم جلب كند.» فضلی نژاد با ارائه پیشنهادی به مسئولان قضایی کشور مبنی بر «درخواست بازداشت و استرداد نجفی توسط اینترپل» اظهار داشت: با توجه به سابقه این خواننده همجنس‌باز و اتهامات و جرائم وی که در حوزه سرزمینی ایران قبل از فرار واقع شده و توسط مراجع ذیصلاح قضایی کشور خودمان قابل رسیدگی کیفری می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌باشد، پیشنهاد می کنم که با تدبیر دادستان محترم کل کشور درخواست بازداشت و استرداد شاهین نجفی به ایران از کانال پلیس اینترپل داده شود. این خواننده هتاک باید در ایران به دست عدالت سپرده شود و این یک مطالبه مردمی است. عضو مرکز پژوهش های موسسه کیهان با بازخوانی پیشینه فعالیت‌های این خواننده هتاک ادامه داد: وقتی شامگاه ۲۷ بهمن ۱۳۸۹ آقای «حسین شریعتمداری» در برنامه گفتگوی ویژه خبری شبکه دوم سیما از همکاری شهید «صانع ژاله» با روزنامه «کیهان» سخن گفت، رسانه‌های غربی چند ساعت را در شوک و بهت ناشی از این خبر به‌ سر بردند و فردای آن روز، جز واکنش‌های سراسیمه، کاری از دستشان ساخته نبود. اما، کمتر از ۱۵ ساعت پس از مصاحبه مدیرمسئول روزنامه «کیهان»، تلویزیون‌های فارسی‌زبان اپوزیسیون برانداز و رسانه‌های کردی‌زبان ضدانقلاب برنامه‌های عادی خود را برای پخش یک «خبر ویژه» قطع کردند و با نشان دادن تیزری تبلیغاتی از یک ویدئو کلیپ (نماهنگ) گفتند «سلطان رپ ایران علیه حسین شریعتمداری می‌خواند!» و برخی از سایت‌های خبری اروپایی نیز تیتر زدند: «ساخت موسیقی اعتراضی توسط یک همجنس‌گرای مشهور درباره مدیر کیهان». وي ادامه داد: در همان هنگام، جریان رسانه‌ای «فتنه سبز ماسونی» در سایت‌های «فیس بوک»، «تویتر» و «یوتیوب» صفحات ویژه‌ای را ساختند تا «نماهنگ» این «همجنس‌باز مشهور و سلطان رپ ایران» را به صورت ویژه و در گسترده‌ترین سطح ممکن منتشر کنند. سرانجام شامگاه ۲۸ بهمن، تنها یک روز پس از گفتگوی ویژه تلویزیونی «حسین شریعتمداری»، نسخه کامل این نماهنگ در رسانه‌ها پخش شد. فضلی نژاد اظهار داشت: نماهنگ «شهید سبز: صانع ژاله» با صدای «شاهین نجفی» که به «حسین شریعتمداری» به عنوان «پلیدترین انسان روی زمین» تقدیم شده است، تنها واکنش کارگزاران فتنه سبز به جدیدترین افتضاح و رسوایی سیاسی‌شان بود. ۴۸ ساعت پیش از انتشار سخنان مدیرمسئول «کیهان» درباره خدمات ارزشمند شهید «صانع ژاله» به جمهوری اسلامی و در حالی که کارشناسان امنیتی سرنخ‌های متعددی را از نقش محوری «گروهک تروریستی مجاهدین خلق» (منافقین) برای ترور وی به دست آورده بودند، رسانه‌های وابسته به مثلث سرویس‌های جاسوسی CIA و موساد و MI۶ پروژه «شهیدسازی» برای «سبزها» را کلید زدند. گرچه در ابتدا «رادیو فردا» حتی نام این «شهید جدید سبزها» را نمی‌دانست و به ]]> جامعه و فرهنگ شهر Wed, 16 May 2012 16:13:02 GMT http://farhangashti.com/vdcjx8e8.uqethzsffu.html حکم سرپرستی دانشجو برای عمو فردوس http://farhangashti.com/vdcaiinu.49n6i15kk4.html رئیس دانشگاه آزاد اسلامی، با صدور حکمی فردوس حاجیان را به عنوان سرپرست واحد تهران مرکزی این دانشگاه منصوب کرد. به گزارش فرهنگ اشتي انلاين به نقل از مهر، فردوس حاجیان با حکم فرهاد دانشجو در کسوت سرپرست واحد تهران مرکزی دانشگاه آزاد آغاز به فعالیت کرد. وی که با عنوان "عمو فردوس شهرک الفبا" شهرت داشت، چندی پیش پژوهشگر برتر صندوق علمی فرهنگی سازمان ملل متحد یونسکو شد. وی همچنین، مدیر فرهنگ و هنر مرکز گفتگوى بین المللى تمدن ها و رئیس سابق دانشکده هنر و معمارى دانشگاه آزاد اسلامى بود. پیش از این محمدعلی گذشتی رئیس واحد تهران مرکزی دانشگاه آزاد بود. ]]> جامعه و فرهنگ شهر Mon, 07 May 2012 11:13:29 GMT http://farhangashti.com/vdcaiinu.49n6i15kk4.html جدیدترین تصمیمات بنزینی دولت/ بنزین ۴۰۰ تومانی نمی‌سوزد http://farhangashti.com/vdcdff0x.yt0s56a22y.html مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی با تشریح آخرین تصمیمات بنزینی دولت با تاکید بر اینکه فعلا برنامه ای برای تبدیل بنزین نیمه یارانه ای ذخیره شده در کارتهای سوخت وجود ندارد، اعلام کرد: هم اکنون فروش بنزین ۱۰۰ تومانی در جایگاه‌ها ۶ برابر شده است. به گزارش فرهنگ اشتي انلاين به نقل از مهر، جلیل سالاری امروز در نشستی خبری با اشاره به اجرای طرح ساماندهی سهمیه بنزین ۱۰۰ تومانی ذخیره شده در کارتهای هوشمند سوخت گفت: در حال حاضر به منظور افزایش کارآیی و تفکیک میزان مصرف و تراکنش در سامانه هوشمند سوخت تبدیل بنزین ۱۰۰ تومانی به ۴۰۰ تومانی در دستور کار قرار گرفته است. مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی با تاکید بر اینکه هم اکنون حدود ۵۷ میلیون لیتر بنزین یارانه ای در کارت های هوشمند سوخت ذخیره سازی شده است، تصریح کرد: دارندگان سهمیه بنزین یارانه ای حداکثر تا پایان اردیبهشت ماه برای استفاده از این سهمیه فرصت دارند. این مقام مسئول همچنین در خصوص غیر فعال شدن کارتهای موقت بنزین از ابتدای اردیبهشت ماه سال جاری اظهار داشت: در حال حاضر حدود ۶ میلیون لیتر بنزین یارانه ای در کارت های موقت سوخت ذخیره سازی شده اند که در این کارتها از ۱۰۰ تا ۱۲۰۰ لیتر ذخیره بنزین ۱۰۰ تومانی وجود دارد. وی با یادآوری اینکه از ابتدای خرداد ماه سال جاری هم تمامی کارت های موقت سوخت دارای سهمیه بنزین ۱۰۰ تومانی غیر فعال خواهد شد، بیان کرد: در شرایط فعلی برای حدود ۱۰ میلیون خودرو در سراسر کشور کارت هوشمند سوخت صادر شده است که تنها ۸۰ هزار دستگاه خودرو دارای سهمیه بنزین یارانه ای هستند. سالاری همچنین ذخیره بنزین یارانه ای کارت های هوشمند سوخت موتورسیکلت ها را ۱۱ میلیون لیتر عنوان کرد و افزود: از مجموع ۷.۳ میلیون دستگاه موتورسیکلت تنها ۳۱ هزار دستگاه دارای ذخیره بنزین ۱۰۰ تومانی هستند. مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی در پاسخ به مهر درباره آخرین وضعیت مصرف بنزین در کل کشور تبیین کرد: پس از اعلام دولت مبنی بر تبدیل سهمیه بنزین یارانه ای ذخیره سازی شده در کارت های هوشمند سوخت مصرف بنزین ۱۰۰ تومانی از ۳۰۰هزار لیتر به حدود ۱.۷ میلیون لیتر در روز افزایش یافته است. این مقام مسئول از افزایش حدود ۶ برابری مصرف بنزین یارانه ای در اردبیهشت ماه سال جاری خبر داد و تاکید کرد: همچنین در حال حاضر بین ۴۳ تا ۴۵ میلیون لیتر بنزین ۴۰۰ تومانی و بیش از ۱۱ میلیون لیتر بنزین آزاد به طور روزانه در کشور مصرف می شود. وی با بیان اینکه از ابتدای سال جاری تاکنون به طور متوسط روزانه ۶۲ میلیون لیتر بنزین در کشور مصرف شده است از رشد ۵ درصدی این فرآورده نفتی خبر داد و یادآور شد: همچنین هم اکنون حدد ۳ میلیون لیتر بنزین سوپر در کشور مصرف می شود. سالاری همچنین در پاسخ به سئوال دیگري از فعال سازی مرکز پاسخگویی شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی خبر داد و گفت: در حال حاضر بیش از ۵۰ نفر در دو شیفت و از ساعت ۸ صبح تا ۲۴ اقدام به پاسخگویی به سئوالات و پرسش های بنزینی مردم می کنند. این مقام مسئول با یادآوری اینکه میزان ترافیک و صف انتظار برای پاسخگویی به مردم در مراکز پاسخگویی شرکت ملی پخش در ساعات اولیه صبح بالا است، تصریح کرد: اما در ساعات بعد از ظهر ترافیک و صف انتظار به حداقل کاهش می یابد. وی همچنین در مورد احتمال سوخته شدن بنزین ۴۰۰ تومانی ذخیره سازی شده در کارت های هوشمند سوخت بیان کرد: با هماهنگی ستاد حمل و نقل سوخت و ستاد هدفمندی یارانه ها طرح تبدیل بنزین ۱۰۰ تومانی به ۴۰۰ تومانی انجام شده است. به گفته مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی در حال حاضر دولت برنامه ای برای تبدیل بنزین ۴۰۰ تومانی ذخیره سازی شده در کارت های هوشمند سوخت ندارد. ]]> اقتصاد Wed, 16 May 2012 06:56:37 GMT http://farhangashti.com/vdcdff0x.yt0s56a22y.html راز چمدان آیت‌الله بهجت چه بود؟ http://farhangashti.com/vdchiini.23nxwdftt2.html ما یک سری اطلاعات از ایشان به صورت کم و کوتاه و پراکنده به دست می‌آوردیم. این اطلاعات به صورت معما برای ما باقی بود. حجت‌الاسلام علی بهجت ضمن اشاره به شاخص‌ترین ویژگی‌های پدر خویش، از سرنوشت نامعلوم چمدانی سخن گفت که آیت‌الله بهجت اسرار مگوی خود را در آن نگهداری می‌کرد. به گزارش فرهنگ آشتي آنلاين به نقل از فارس ، به مناسبت ۲۷ اردیبهشت ماه، سالروز رحلت حضرت آیت‌الله بهجت، گفت‌وگوی مشروحی با فرزند این فقیه ربانی انجام دادیم که بخش اول آن تقدیم خوانندگان گرامی می‌شود. حجت‌الاسلام و المسلمین علی بهجت در ابتدای این گفت‌وگو بیان داشت: زندگی پدرم دو جهت داشت: بخشی از زندگی ایشان، جهت فیزیکی آن است که در خانواده و دوستان مطرح بود و گوشه‌هایی از آن به ما رسیده است ولی جهت دیگر؛ زندگی درونی ایشان بوده که نه خودشان راجع به عواملی که در شخصیت ایشان موثر بوده صحبت و راهنمایی می‌کردند و نه حتی مدارک و آثار و نامه‌هایی را که از علمای مختلف داشتند و ما می‌توانستیم از آن بهره ببریم را نشان می‌دادند. وی افزود: معمولا یک چمدانی داشتند که این مدارک و نامه‌های علمای بزرگ به ایشان را در آن گذاشته و قفل کرده بودند که در دسترس ما نباشد. حدود یک سال قبل از رحلتشان آن چمدان را از من خواستند. بنده چمدان را برای ایشان بردم و بعد دیگر از آن چمدان خبری نشد. نمی‌دانیم که چه شد. یقین داریم از منزل بیرون نرفته ولی دیگر نیست. وی تأکید کرد: ایشان اسرار مگوی خود را واقعا مگو گذاشتند. ما یک سری اطلاعات از ایشان به صورت کم و کوتاه و پراکنده به دست می‌آوردیم. این اطلاعات به صورت معما برای ما باقی بود. بنده چون فارغ التحصیل فلسفه بودم، عادت داشتم باور خیلی چیزها برایم با برهان و دلیل باشد. باید به یقین صد در صد می‌رسیدم و ادله ۲۰ درصد و ۵۰ درصد برایم کافی نبود. لذا به زندگی و تحصیل خود مشغول بودم و فقط لوازمات ضروری زندگی ایشان را تهیه می‌کردم. علامه جعفری فرمود: تمام کارهایت را رها و به این پیر خدمت کن! فرزند آیت الله بهجت در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود با  به ماجرای حضور علامه جعفری در خانه‌شان اشاره کرد و افزود: میان کارهایم روزی چند ساعت را به ایشان اختصاص می‌دادم و در خدمتشان بودم و بقیه را به اتاق خود در بیرون و خوابگاه که حجره‌ای بود می‌رفتم و مشغول کارهای شخصی‌ام می‌شدم. تا اینکه در سال ۱۳۶۳ علامه جعفری یک روز که از منزل آیت الله بهجت بیرون می‌رفت، با حرف‌هایش یک تلنگری به من زد. وی ادامه داد: علامه جعفری به من گفت که تو تمام کارهایت را رها کن و به خدمت ایشان بیا. علامه جعفری با آن لهجه شیرین و غلیظ ترکی گفت: «تو عقلت نمی‌رسه که این کیه!» علامه وقتی از احوالاتم پرسید و من گفتم که درس‌های فلسفه و ریاضیات و ستاره‌شناسی و عرفان را خوانده‌ام، خیلی برایش جای تعجب بود که چطور توانسته بودم اینها را در قم بخوانم. من هم به شوخی به ایشان گفتم که استاد اینجا مجانی بود و من هم نشستم و خواندم. فرزند آیت‌الله بهجت گفت: علامه به من فرمود حالا یک چیزی می‌گویم گوش کن. گفتم آقا می‌شنوم. گفتند نه باید عمل کنی. گفتم آقا چطور به مجهول مطلق عمل کنم؟ به چیزی که نمی‌دانم چطور عمل کنم؟ علامه با همان لهجه خود گفتند دست بردار، من برایت می‌گویم. تو تمام کارهایت را رها کن و بیا خدمت همین پیر را بکن. بهجت ادامه داد: تو گفته‌هایش را یادداشت کن و ضبط کن که نه می‌شناسی‌اش و نه می‌گذارد که بشناسی‌اش. من قم و تهران و مشهد و نجف و عراق و شیعه و سنی را دیده‌ام؛ همین یکی آخرش مانده است. وقتی او را از تو گرفتند، آن وقت می‌فهمی که بوده! بنده در آن زمان مشغول تحصیل بوده و کار فراوان داشتم و در دانشکده بودم. علامه جعفری: پدرت (آیت‌الله بهجت) مأمور این قرن و این دوره است وی اضافه کرد: علامه جعفری به من دستور داد که ضبط کن و نگه دار و برای نسل آینده امانتدار باش که این مرد تمام می‌شود و بعد از اینکه او برود معلوم نیست تا ۱۰۰ سال دیگر هم کسی چون او بیاید. خداوند در هر دوره‌ای یک فرد را میدان می‌دهد، یعنی میدانی را که دارد برایش باز می‌کند و رشدش می‌دهد تا برای دیگران نشان و الگو باشد. بهجت گفت: علامه جعفری تأکید کردند آیت الله بهجت مأمور این قرن و این دوره است. البته پس از رحلت پدرم نیز خیلی از شاگردان ایشان به من می‌گفتند که ایشان دیگر تمام شد و تو فکر نکن که همه همین‌طور هستند. با تلنگری که علامه جعفری در سال ۶۳ به من زد، در همان بیست و چند سال پیش، یک مقدار کارهایم را کم کردم و ۷ ساعت در روز را به ایشان اختصاص دادم. وی افزود: پس از سال ۷۲-۷۳ نیز حدود ۱۵ ساعت شد و از سال ۸۰ به بعد بیست و چهار ساعته با ایشان بودم. با این حال ایشان خیلی هنرمند بود و همه کارهایش را تحت یک پوشش و پوسته‌ای انجام می‌داد. وقتی مسائل بلند علمی را می‌خواست نقل کند، خیلی ساده می گفت: می‌شود این چنین گفت... آیت‌الله بهجت آخرین فرمول‌های عرشی را به ساده‌ترین شکل بیان می‌کرد علی بهجت در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود با فارس به شیوه برخورد پدر خود با نظریات علمی اشاره کرد و گفت: ایشان اشکالات و ایرادات نظریه‌های دیگران را می‌گرفت و بعد وقتی می‌خواست نظریه خودش را بدهد، نمی‌گفت که این نظریه بنده است و هیچ کسی نگفته و در جایی نیست و یا خوب توجه کنید. بلکه فقط می‌فرمود: این چنین هم می‌شود گفت، حالا شما ببینید. ایشان آخرین فرمول‌های عرشی را از لحاظ علمی با این بیان ساده می‌گفت. فرزند آیت‌الله بهجت گفت: از نظر بعد درونی که اصلا حاضر نبود اقرار به چیزی بکند. حتی اینقدر پوشش داشت که مثلا اگر ما می‌خواستیم راجع به استاد ایشان بپرسیم، که آیا از استادتان کار خارق العاده‌ای دیدید یا نه؟ و یا شاهد عمل ممتازی از او بودید یا نه؟ حاضر نبود حرفی بزند. چرایش را بعدها فهمیدم که اگر ایشان درباره استاد خود سخن می‌گفت، این سوال به ذهن ما می‌آمد که حالا این استاد به شما چه یاد دادند؟ بنابراین ایشان از ابتدا چیزی نمی‌گفتند. وی ادامه داد: بنده دبستانی که بودم، یکی از علما که ریش حنایی می‌گذاشت و سیدی حدود ۸۰ ساله بود، به من گفت که برو تو نخ بابات و ببین که چی بلد است. پدرم او را می‌شناخت ولی من خوب او را نمی‌شناختم. به من می‌گفت که استاد پدرت آنقدر قوی بوده که به هر کسی چیز مهمی داده، برو ببین به پدرت چه داده است. وی افزود: من هم بچه بودم و می‌رفتم می‌گفتم بابا، آن آقا گفته برو ببین پدرت چه گرفته. پدرم خیلی می‌خندید و در حال تبسم می‌گفت: بله، عجب... عجب... و از کنار آن می‌گذشت. هیچ راهی نمی‌گذاشت تا بیشتر در موردش بدانیم. داستان عجیب قبل از تولد آیت الله بهجت حجت الاسلام بهجت در مورد سیر زندگی پدر بزرگوارش از کودکی گفت: داستان کودکی ایشان از سالها قبل‌تر شروع می‌شود و به داستان پدرشان بر می‌گردد که معروف است. پدر آیت الله بهجت در نوجوانی در حال مرگ بوده که ندایی را می شنود که این را رها کنید، او پدر محمد تقی است. وی گفت: خلاصه ایشان جانی دوباره می‌گیرد و همه تعجب می‌کنند. بعد ازدواج می‌کند و فرزندانش متولد می‌شوند و این داستان را فراموش کرده بوده تا موقع تولد فرزند سومش به یاد می‌آورد که وقتی کوچک بوده به او گفتند که پدر محمد تقی است. اولین پسر را محمد مهدی و دومی را محمد حسین و سومی را که به یاد می‌آورد نامش را محمد تقی می‌گذارد. وی ادامه داد: محمد تقی هفت ساله بوده که در حوض خانه می‌افتد و خفه می‌شود. از دست دادن این بچه برای آنها غم سنگینی است و مادر آیت الله بهجت متوسل می‌شود تا این فرزند را خداوند به آنها می‌دهد و نامش را محمد تقی می‌گذارند. محمد تقی ثانی؛ که من در یادداشت های پدر ایشان دیده بودم که نامشان را محمد تقی دومی نوشته بودند. مادر ایشان نمی‌خواست تا دوباره محبت مادر و فرزندی زنده شود فرزند آیت‌الله بهجت بیان کرد: از آنجا که خداوند کسانی را که می‌خواهد پرورش دهد با رنج پرورش می‌دهد و در ناز و نعمت نمی‌خواباند، آیت الله بهجت هم در ۱۶ ماهگی مادر جوان خود را از دست می‌دهد. مادر ایشان حدود ۲۸ سال داشته است. وی افزود: یکی از اقوام که اینها را برای من تعریف می‌کرد گفت انسانهای بزرگ به راحتی می‌توانند با اموات ارتباط برقرار کنند و سپس به پدرم گفت: آقا شما مادرتان را در خواب دیده‌اید؟ پدرم گفت: بله؛ ایشان پرسید که مادرتان چه شکلی بود؟ پدرم گفت: چادرش را پایین آورده بود و صورتش پوشیده بود. بهجت ادامه داد: آن فرد تعجب کرد و گفت: عجب مگر شما پسرش نبودید؟ مگر نامحرم بودید که این کار را کرده بود؟ پدرم لبخندی زد و اشک گوشه چشمش جمع شد و گفت: شاید می‌خواسته تا محبت مادر و فرزندی دوباره در وجود من زنده نشود. ایشان خیلی زود از محبت مادری محروم می‌شود و خواهر بزرگ ایشان متکفل امور او می‌شود. وی اشاره کرد: پدرم از خاطرات کودکی با خواهرش تعریف می کرد . ایشان می گفت روزی خواهرم داشت نشاءهای گوجه فرنگی و بادمجان را در باغچه می کاشت. من کوچک بودم و پشت سر او می رفتم و می دیدم که نشاء سبز را در داخل خاک می گذارد، آن را بر می داشتم و همین طور تا آخر خط هرچه کاشته بود را برداشتم. در آخر یک دسته نشاء به او دادم. خواهرم گفت چرا تمام کارهای مرا خراب کردی و یک بار مرا زد. من گریه کردم و عمویم گفت که چرا او را می زنی؟ او هم می خواسته خدمت کند و قصد بدی نداشته. این خاطره از حدود سه سالگی در ذهن ایشان باقی بود. محمد تقی جانِ مرا چوب زدن یعنی چه؟ بهجت ادامه داد: پدر ایشان نیز خیلی به او علاقه داشته و او را مکتب خانه گذاشته بود. ایشان در مکتب خانه باهوش بوده و خوب درس می‌خوانده و عزیز بوده است. یک بار مربی مکتب خانه برای اینکه از بقیه زهر چشم بگیرد، او را تنبیه می‌کند. او که اصلا توقع نداشته تنبیه شود، پیش پدر رفته و ناراحتی می‌کند. پدر او چون شاعر بوده برایش قصیده‌ای می‌گوید که مفصل است. این شعر را داخل پاکتی به محمد تقی می‌دهد تا به معلمش بدهد. مقداری از آن این بود: محمد تقی جان مرا چوب زدن یعنی چه / گل و بستان مرا چوب زدن یعنی چه وی افزود: آیت‌‌الله بهجت از کودکی اعمالی را انجام می‌داده که با کودک سازگار نبوده است. هم مکتبی‌های او برای من می‌گفتند که در مکتب کارهای بچه‌گانه نمی‌کرد و خیلی جدی بود و اگر مسئول نظم ما می‌شد، مثل یک فرمانده همه را به صف می‌کرد. وی گفت: سپس پدرم تا ۱۳ سالگی مقداری از درس طلبگی را در همان جا خواند. بعد سیدی که وضع مالی خوبی داشته و زمین دار بوده و خیلی به آیت الله بهجت علاقه مند بوده، خانواده او را تحریک می‌کند تا او را همراهش به عراق بفرستند. علت علاقه این سید هم معلوم نبوده است. بهجت بیان داشت: من ایشان را در کودکی دیده بودم و این سید خیلی مرا دوست داشت. همیشه وقتی وارد خانه آنها می‌شدیم، مرا می‌گرفت و بر روی طاقچه‌ای می‌نشاند. خلاصه این سید می‌خواسته پدرم را با خود ببرد که بار اول موفق نمی‌شود و آنها برای بار دوم و با کاروان بعدی عازم می‌شوند. تحصیلات آیت‌الله بهجت در کربلا و نجف فرزند آیت الله بهجت ادامه داد: ایشان به مدت ۴ سال برای تحصیل در کربلا بوده، خوب درس می‌خواند و سپس به نجف می‌رود. طلبه‌هایی که در کربلا بودند می‌گفتند که مثلا درس فلان استاد نباید رفت چون طولانی است و به درس استادی می‌رفتند که در مدت کمتری آن درس را بگوید. ولی آیت الله بهجت درست برعکس همه بر سر درس استادی می روند که ۱۴ ساله تمام می‌کند. آن استادی بسیار قوی به نام مرحوم کمپانی بوده که از لحاظ فکری خیلی مسلط و قدرتمند بوده است. پس از آن آقایی از علما بوده که نه تنها علم روز حوزه را داشته بلکه علم باطن را هم کسب کرده بوده به نام سید علی آقا قاضی. وی افزود: پدرم با وجود اینکه خیلی‌ها به درس او نمی‌رفتند، به درس او می‌رود. شرایط آقای قاضی برای درس بسیار سنگین بوده و کسی که می‌آمده باید فارغ التحصیل ۱۰ سال حوزه و نیمه مجتهد یا مجتهد بود. آیت الله بهجت هنوز به این مراحل نرسیده بود ولی توانست در درس آقای قاضی شرکت کند. اینکه آقا چطور توانست به درس آقای قاضی راه یابد معلوم نیست و نمی‌گفت. حجت‌الاسلام بهجت گفت: من کلی فکر کردم که چطور چیزی از ایشان بشنوم و در نهایت به ذهنم رسید تا این گونه سوال کنم. بنابراین از پدرم پرسیدم اولین باری که اسم آقای قاضی را شنیدید کجا بود؟ ایشان گفت من در کربلا که بودم برادر علامه طباطبایی که به زیارت می‌آمد، به حجره من می‌آمد و مهمان من می‌شد و با هم دوست شده بودیم. او اسم آقای قاضی را آورد و گفت که او مردی این چنین است. ولی پدرم دیگر از درون خودش چیزی نگفت. وی ادامه داد: ایشان در اثر ریزگردهای زیاد هوا، ریاضت، درس، و خواندن نماز و روزه مریض می‌شود و برای اینکه بهتر شود بین نجف و کربلا جا به جا می‌شده و گاهی به کاظمین که هوای بهتری داشته می‌رفته است. آیت الله بهجت در سن ۲۹ سالگی و در سال ۱۳۲۴ شمسی فارغ التحصیل می‌شود و به ایران برمی‌گردد و در شمال ازدواج می‌کند. ۲۰ مقام معنوی در سن جوانی / پیش رو و پشت سر برای پدرم فرقی نداشت حجت‌الاسلام بهجت در بخش دیگر از این مصاحبه به فارس گفت: در مورد مقاماتی که ایشان به آن‌ها رسیده بود، یکی از علمای بزرگ نجف به نام آقای قوچانی در مورد ایشان گفته بود که خداوند در جوانی ۲۰ مقام بزرگ را به ایشان عطا کرده ولی چه کنم که با ایشان عهد دارم نگویم. فقط یکی از آنها که مردم می‌دانند این است که برای ایشان پیش رو و پشت سر فرقی نداشت. وی اضافه کرد: پسر آن عالم بزرگ که آقای قوچانی بود به من گفت آقای قوچانی نزدیک فوت خود نگران بود که مبادا عهدش را با آیت الله بهجت شکسته باشد و بدون اینکه اسم او را ببرد، آن مقامات بلند را برای کسی تعریف کرده باشد و دیگران از ویژگی‌های آقای بهجت و علاقه‌ای که آقای قوچانی به ایشان داشت، حدس زده باشند که اوست. فرزند آیت‌الله بهجت گفت: بعدها معلوم شد پدرم از خیلی از دوستانش که متوجه می‌شدند عهد می‌گرفته تا این سر را فاش نکنند. یکی از این مقامات طی الارض ایشان بوده که آقای ری شهری در کتاب زمزم عرفان خود از قول پسر یکی از علما نقل می‌کند که پدرش شاگرد آقای بهجت در نجف بوده و با ایشان طی الارض کرده بودند. وی ادامه داد: این عالم در یکی از چهل شبی که نذر داشتند تا به مسجد سهله بروند و پدرشان مهمان ایشان در کربلا بوده و نمی‌توانستند تنهایش بگذارند، آقای بهجت با طی الارض ایشان را از کربلا به مسجد سهله می‌برد و بر می‌گرداند تا نذرش را ادا کرده و دوباره کنار پدر پیرش که مهمان او بوده، بر گردد و او بعد متوجه می‌شود. بهجت گفت: آیت‌الله بهجت از او عهد می‌گیرد تا زنده است، به کسی نگوید. پس از سالها این عالم و پسرش آیت الله بهجت را در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها می‌بینند. سپس آن عالم از ترس اینکه بمیرد و آن راز با او دفن شود، برای پسرش باز گو می‌کند و از او عهد می‌گیرد تا او و پدرم زنده‌اند، سر را فاش نکند. چشم آیت‌الله بهجت حقیقت معصیت را می‌دید، بنابراین مرتکب نمی‌شد حجت‌الاسلام علی بهجت افزود: بنده پس از رحلت پدرم متوجه خیلی از این قضایا شدم. در روز دوم ختم پدرم یکی از علما که الآن فوت کرده و پسر مرحوم آقا سید جمال گلپایگانی بود، به من اشاره کرد که نزدیکش بروم. ایشان روی ویلچری نشسته بود و کنار گوش من گفت: من ۶۰ سال پیش در نجف که بودم، آقای قوچانی که با پدر شما نزدیک بود و از اسرار او اطلاع داشت و ارتباط خوبی با استاد آیت الله بهجت نیز داشت، به من چیزی گفت. وی ادامه داد: او گفت سر اینکه آقای بهجت از همه هم کلاسی‌هایش ممتاز شد، یک چیز بود و آن این بود که آقای بهجت از کودکی و سالها قبل از بلوغ خود در اثر عبادت، چشمش معصیت را می‌دید و مرتکب نمی‌شد. لذا دوران کودکی را با پاکی گذراند و بعد از دوران کودکی هم همین طور گذشت.گناه او را سنگین و چرک و آلوده نکرد. در مدارج ترقی که دیگران باید پله پله بالا بروند، ایشان چون پاک و سبک بود پرواز می‌کرد. بهجت ادامه داد: پدرم هم در صحبت‌هایش داشت که گناه را کوچکش را هم نباید کوچک بشماری. همیشه می‌گفت اگر در بالاترین حد ترقی باشی و ببینی کودکی آجری جلوی پای نابینایی می‌گذارد تا او زمین بخورد و کودک بخندد و تو فقط یک لبخند زدی، همین کافی است تا تو را با مغز از آن بالا به پایین اندازد. وی تأکید کرد: این صحبت پسر آقای سید جمال گلپایگانی خیلی به ما کمک کرد و اطلاعات ما را به هم دوخت و وصل کرد. من همیشه طلب مغفرت برای ایشان می‌کنم. بنده بارها از پدرم شنیده بودم و خیلی دیگر از شاگردان ایشان نیز شنیده بودند که پدرم می‌گفت کسی را می‌شناسم که خداوند توفیق معصیت از کودکی به او نداد. هربار معصیت پیش می‌آمد، خداوند یک طور منصرفش می‌کرد. حجت‌الاسلام علی بهجت در پایان بخش نخست گفت‌وگوی خود با فارس اظهار داشت: هیچ وقت پدرم «من» نمی‌گفت و همیشه همه عنوان‌ها و برچسب‌ها و من‌ها را پاک می‌کرد. بسیاری از مطالب را با عنوان سوم شخص می‌گفت و خیلی‌ها می‌گفتند خود آقاست. و من باور نمی‌کردم و دنبال دلیل بودم. او هم که هیچ اقراری نمی‌کرد و من بعدها فهمیدم. ]]> معارف Wed, 16 May 2012 13:52:10 GMT http://farhangashti.com/vdchiini.23nxwdftt2.html ابوموسی؛ مروارید ایرانی «خلیج فارس» http://farhangashti.com/vdchqxnz.23nw6dftt2.html  سفر ابتکارآمیز رییس جمهور کشورمان به جزیره تاریخی «بوموسی» نمادی از اهتمام دولت به صیانت از تمامیت ارضی و هویت ملی ماست. پیام این سفر آن است که طنین هزارساله «همه جای ایران سرای من است» نه تنها اوراق شاهنامه و کتابهای درسی را زیور داده، بلکه میثاقی جاودانه با ایران اسلامی و آموزه «حب الوطن من الایمان» است که پایبندی به آن را در عرصه عمل باید سنجید. به گزارش فرهنگ اشتی انلاین به نقل از مهر،با آنکه قواعد حقوق بین‌الملل و به ویژه کنفرانس مونته گووی در سال ۱۹۸۴، به روشنی حکایت از حاکمیت ایران بر جزیره بوموسی دارد؛ اما ضعف حاکمان وقت ایران به ویژه شاهان قاجار و رهاشدگی این جزیره در طول صدساله اخیر و سهوی که در کاربرد نام اصلی آن «بوموسی» رفته، منشاء توهم عده‌ای درباره مالکیت غیرایرانی این جزایر شده بود. صرف نظر از گزاره‌های تاریخی و حقوقی که حاکمیت ایران بر جزیره بوموسی را به روشنی به اثبات می‌رساند، نام فارسی این جزیره و قراین زبانشناسی نیز مؤید آن است؛ به خصوص که به گواهی اسناد تاریخی،‌ مالکیت ایران بر جزیره بوموسی، ریشه در امپراطوری عیلامی، ماد، هخامنشی، اشکانی و ساسانی دارد و بی شک درباره جزیره‌ای با چنین قدمت نباید و نمی‌توان پنداشت که نام فارسی به خود ندیده باشد. جزیره بوموسی در اسناد تاریخی و نقشه های کهن با نام بوموو (Boumouw) یعنی آب و نیز با نامهای گب سبز (به معنای جای سبز) و بوم سوز یا بومسو (Boumsou) به ثبت رسیده است. بوم به معنی مکان است و سو چندین معنا دارد. یکی از آن معانی در فارسی کهن، سبز است و در مجموع می‌توان بوموسو را سرزمین سبز نامید. از این سابقه چنین بر می‌آید که «نام ابوموسی» نامی جدید با سابقه‌ای در حدود یکصد ساله است که یکی از ساکنان جزیره به همین نام، آن را به جای نام اصلی رواج داده است. نگارنده چندی پیش در مطالعاتی در حوزه «هستی و زبان» درباره جایگاه سخن در مراتب وجود، به این نکته رسید که جهان هستی، جهان نامهاست و آنچه نام ندارد، در واقع موجود نیست. گواه این سخن، گفته بوعلی سیناست که معتقد است هر موجودی در این جهان، تنها وقتی موجود شناخته می‌شود که مسبوق به نوعی آگاهی عقلی یا دست کم خیالی بوده باشد. به بیان دیگر، لفظ و معنی از یکدیگر جدایی ناپذیرند و به همین دلیل است که دلالت ذهن بر عالم عین،‌ نه براساس وضع و قرار داد که بر حسب ذات و طبیعت صورت می‌گیرد. از این رو به رغم آن که عده‌ای در صدساله اخیر و به انگیزه‌های تعدی جویانه با استفاده از فرصت همجواری جزیره مذکور با شیخ نشین‌های خلیج فارس نام «بوموسی» را به «ابوموسی» جعل کرده‌اند، اما باید گفت تغییرات و تطورات زبان که تغییر در اندیشه و درک مفاهیم را نیز در پی دارد؛ تنها به وضع و جعل وابسته نیست؛ زیرا اگر چیزی که منشأ و ملاک این وضع و قرارداد شناخته می‌شود، وجود نداشته باشد،‌ هر وضع و قراردادی بیهوده بوده، بلکه اساساً منعقد نخواهد شد. از سوی دیگر اینکه در بسیاری از اسناد، از این جزیره با عنوان «بوموسی» یاد شده است، نشان می‌دهد که تاریخ‌نگاران ایرانی با تصرف در نام عربی «ابوموسی» سعی در بازگرداندن این نام به اصل اولیه آن داشته اند، چه یکی از تصرفات دیرباز فارسیان در کلمات عربی این بوده است که همزه عباراتی چون «ابو» یا «امیر» را از ابتدای کنیه‌های عربی حذف کنند و ابوالحسن و ابوسعید را برای مثال بوالحسن و بوسعید و میر بگویند و بنویسند. از پیشینه و دیرینه این نامگذاری چنین برمی‌آید که زبان به عنوان منشأ تفکر و خانه هستی که در پیدایش جریانهای فکری و اعتقادی، نقشی بی بدیل دارد، می‌تواند در حفظ هویت ملی تمامیت ارضی کشور موثر باشد. اهالی رسانه، مقارن با سفر رئیس جمهور به بوموسی، فارغ از گرایشها و سلایق سیاسی خود، رفتاری اصیل، همگرا و خردمندانه در قبال این سفر از خود نشان دادند. غالب مطبوعات و رسانه‌های داخلی با وقار و وزانتی در خور از تنش ها و جنجال‌های بیگانگان پیرامون این سفر که دامنه آن به حوزه ورزش نیز تسری یافته بود، انتقاد کردند. ضمن پاسداشت اهتمام و غیرت ملی اصحاب رسانه، یادآوری این نکته را نیز مغتنم می‌شماریم که زبان آنان در دیگر ساحتها خواه در مقام نقد و ملامت و خواه در جایگاه تأیید و محبت تا چه حد نافذ و اثر بخش است و تا چه اندازه می‌تواند با سیاستهای کلان ملی و هویت ایران اسلامی پیوند جوید. ]]> فرهنگ و هنر Sat, 21 Apr 2012 12:51:05 GMT http://farhangashti.com/vdchqxnz.23nw6dftt2.html شركت رهبر معظم انقلاب در انتخابات http://farhangashti.com/vgljioev.uqexvubfftszu.w.html ]]> چند رسانه ای Fri, 02 Mar 2012 12:17:19 GMT http://farhangashti.com/vgljioev.uqexvubfftszu.w.html حضور مردم در انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي http://farhangashti.com/vgldnj0f.yt0ofyl22sa6y.h.html ]]> چند رسانه ای Fri, 02 Mar 2012 12:22:21 GMT http://farhangashti.com/vgldnj0f.yt0ofyl22sa6y.h.html این شایعات از دشمنی بعضی‌ها با من است http://farhangashti.com/vdcdox0x.yt0ss6a22y.html لیلا اوتادی، بازیگر شناخته شده سینما و تئاتر شایعه ممنوع الکاربودنش را تکذیب کرد. مسعود اطیابی، کارگردان و نویسنده سینما و تلویزیون، چند روز پیش در گفت و گویی خبر از ممنوع الکار بودن لیلا اوتادی داد.به گزارش  فرهنگ آشتي آنلاين به نقل از شبکه ایران،‌اطیابی در این باره توضیح داد که تصمیم داشته برای نقش اول سریال «سهمی برای دوست» از لیلا اوتادی استفاده کند اما: «متاسفانه به علت اینکه ایشان ممنوع التصویر هستند این همکاری ممکن نشده است و سپیده خداوردی جای ایشان را گرفت». اما لیلا اوتادی داشتیم ضمن تکذیب این خبر به تماشا گفت: «این خبر به هیچ وجه صحت ندارد. برای اولین بار است این مساله را می شنوم. من حدود دو هفته پیش فیلم سینمایی «برگشت ناپذیر» را به کارگردانی امیر احمد انصاری تمام کردم. به تازگی هم قراردادی برای یک مجموعه تلویزیونی امضا کردم که جزئیات آن را بعدا اعلام می کنم». بازیگر سریال های «آخرین گناه» و «اشک ها و لبخندها» در پاسخ به این پرسش که این شایعات از کجا نشات می گیرند، گفت: «واقعا نمی دانم. من پیگیری کردم و به من گفتند هیچ مشکل حراستی ندارم. فکر می کنم اینها از روی غرض ورزی و دشمنی بعضی ها با من است». او همچنین درباره این شایعه که تاخیر در ساخت فیلم «شیطان شلوار لی می پوشد» هم به خاطر ممنوع الکاری این بازیگر است، گفت: «این مساله که اصلا هیچ ارتباطی به این شایعات ندارد و نمی تواند داشته باشد. من این فیلمنامه را ۲ سال پیش خریدم. اما چون می خواهم این کار کارگردان و بازیگران و عوامل معتبر داشته باشد، منتظر شدم و الان در حال رایزنی هستم». ]]> فرهنگ و هنر Wed, 16 May 2012 10:55:12 GMT http://farhangashti.com/vdcdox0x.yt0ss6a22y.html