شبکه خبری تحليلی فرهنگ آشتی - پربيننده ترين عناوين معارف :: rss_full_edition http://farhangashti.com/vsnebwr8ihk4j.9bj.html Wed, 16 May 2012 23:38:07 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://farhangashti.com/skins/default/fa/normal/ch01_newsfeed_logo.gif شبکه خبری تحليلی فرهنگ آشتی http://farhangashti.com/ 100 70 fa تهیه شده توسط شبکه خبری تحليلی فرهنگ آشتی Wed, 16 May 2012 23:38:07 GMT معارف 60 آثار و فواید ذکر "بسم الله الرحمن الرحیم" http://farhangashti.com/vdcjvyev.uqehhzsffu.html انچه گفته شد فوايد ذكربسم الله در بهشت ورهايي ازجهنم وو در رابطه با اثار بسم الله بر اعمالي گه در روايات به ان توصيه شده است اينك به ادامه اثار اين ذكر عظيم ميپردازيم.به گزارش فرهنگ آشتی آنلاین، ۱۷.هم غذا شدن شیطان از پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله پرسیده شد: آیا شیطان با انسان چیزى مى خورد؟ در پاسخ فرمودند: آرى ، بر سر هر سفره‌اى که "بسم الله الرحمن الرحیم" گفته نشود، شیطان با آنان غذا مى خورد، و به این جهت ، خداوند برکت را از آن سفره بر مى دارد.1۸.نام خدا هنگام وضو امام صادق علیه السلام فرمودند: کسى که هنگام وضو نام خدا را ببرد، تمام بدنش ‍پاک مى شود و این کار کفاره گناهان بین دو وضو خواهد بود. و کسى که نام خدا را نبرد، فقط آن مقدار از بدنش که آب به آن مى رسد پاک مى شود. امام صادق (ع ) فرمودند: هر کسى که هنگام وضو نام خدا را بر زبان جارى کند، گویا غسل کرده است. ۱۹.هنگام خواب از رسول گرامى خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است که فرمودند: هر گاه بنده در هنگام خواب بسم الله الرحمن الرحیم بگوید، خداوند مى فرماید: فرشتگانم ! نفس کشیدنهایش را تا صبح حسنات به حساب آورید و برایش بنویسید. ۲۰.هنگام سوار شدن امام کاظم علیه السلام نقل مى نمایند که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: اگر مردى سوار چهارپا شود و نام خدا را ببرد، فرشته‌اى پشت سر او سوار شده و او را تا هنگام پیاده شدن محافظت مى نماید. و اگر هنگام سوار شدن ، نام خدا را نبرد شیطانى پشت سر او سوار شده و به او مى گوید آواز بخوان . اگر بگوید بلد نیستم ، مى گوید آرزو کن . و او پیوسته آرزو مى کند تا پیاده شود. ۲۱.قبل و بعد از غذا از رسول اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده است که فرمودند: هیچ مردى نیست که خانواده خویش را گرد آورد و آن گاه سفره را پهن نماید و آنان در آغاز خوردن بسم الله الرحمن الرحیم و در پایان آن الحمد لله رب العالمین بگویند و سفره را بردارند، مگر آن که همگى مورد آمرزش قرار خواهند گرفت. على علیه السلام فرمود: هنگامى که غذا مى خورید، در آغاز آن بسم الله الرحمن الرحیم گفته شود و در انتهاى آن حمد خدا شود. ۲۲.محافظت فرشتگان رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: چنانچه آدمى در هنگام سوار شدن بر وسیله نقلیه نام خدا را ببرد و بسم الله بگوید، فرشته‌اى براى محافظتش همراه گردد و او را تا زمانى که پیاده شود، از هر حادثه اى نگاه مى‌دارد و اگر سوار شود و "بسم الله" نگوید، شیطان همراهى‌اش مى کند.۲۳.آفت ترک بسم الله هنگام سوارى رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمود: بنده هنگامى که سوار وسیله‌اى شود و بسم الله نگوید در ردیف شیطان قرار مى گیرد. ]]> معارف Fri, 20 Apr 2012 05:21:17 GMT http://farhangashti.com/vdcjvyev.uqehhzsffu.html راز چمدان آیت‌الله بهجت چه بود؟ http://farhangashti.com/vdchiini.23nxwdftt2.html ما یک سری اطلاعات از ایشان به صورت کم و کوتاه و پراکنده به دست می‌آوردیم. این اطلاعات به صورت معما برای ما باقی بود. حجت‌الاسلام علی بهجت ضمن اشاره به شاخص‌ترین ویژگی‌های پدر خویش، از سرنوشت نامعلوم چمدانی سخن گفت که آیت‌الله بهجت اسرار مگوی خود را در آن نگهداری می‌کرد. به گزارش فرهنگ آشتي آنلاين به نقل از فارس ، به مناسبت ۲۷ اردیبهشت ماه، سالروز رحلت حضرت آیت‌الله بهجت، گفت‌وگوی مشروحی با فرزند این فقیه ربانی انجام دادیم که بخش اول آن تقدیم خوانندگان گرامی می‌شود. حجت‌الاسلام و المسلمین علی بهجت در ابتدای این گفت‌وگو بیان داشت: زندگی پدرم دو جهت داشت: بخشی از زندگی ایشان، جهت فیزیکی آن است که در خانواده و دوستان مطرح بود و گوشه‌هایی از آن به ما رسیده است ولی جهت دیگر؛ زندگی درونی ایشان بوده که نه خودشان راجع به عواملی که در شخصیت ایشان موثر بوده صحبت و راهنمایی می‌کردند و نه حتی مدارک و آثار و نامه‌هایی را که از علمای مختلف داشتند و ما می‌توانستیم از آن بهره ببریم را نشان می‌دادند. وی افزود: معمولا یک چمدانی داشتند که این مدارک و نامه‌های علمای بزرگ به ایشان را در آن گذاشته و قفل کرده بودند که در دسترس ما نباشد. حدود یک سال قبل از رحلتشان آن چمدان را از من خواستند. بنده چمدان را برای ایشان بردم و بعد دیگر از آن چمدان خبری نشد. نمی‌دانیم که چه شد. یقین داریم از منزل بیرون نرفته ولی دیگر نیست. وی تأکید کرد: ایشان اسرار مگوی خود را واقعا مگو گذاشتند. ما یک سری اطلاعات از ایشان به صورت کم و کوتاه و پراکنده به دست می‌آوردیم. این اطلاعات به صورت معما برای ما باقی بود. بنده چون فارغ التحصیل فلسفه بودم، عادت داشتم باور خیلی چیزها برایم با برهان و دلیل باشد. باید به یقین صد در صد می‌رسیدم و ادله ۲۰ درصد و ۵۰ درصد برایم کافی نبود. لذا به زندگی و تحصیل خود مشغول بودم و فقط لوازمات ضروری زندگی ایشان را تهیه می‌کردم. علامه جعفری فرمود: تمام کارهایت را رها و به این پیر خدمت کن! فرزند آیت الله بهجت در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود با  به ماجرای حضور علامه جعفری در خانه‌شان اشاره کرد و افزود: میان کارهایم روزی چند ساعت را به ایشان اختصاص می‌دادم و در خدمتشان بودم و بقیه را به اتاق خود در بیرون و خوابگاه که حجره‌ای بود می‌رفتم و مشغول کارهای شخصی‌ام می‌شدم. تا اینکه در سال ۱۳۶۳ علامه جعفری یک روز که از منزل آیت الله بهجت بیرون می‌رفت، با حرف‌هایش یک تلنگری به من زد. وی ادامه داد: علامه جعفری به من گفت که تو تمام کارهایت را رها کن و به خدمت ایشان بیا. علامه جعفری با آن لهجه شیرین و غلیظ ترکی گفت: «تو عقلت نمی‌رسه که این کیه!» علامه وقتی از احوالاتم پرسید و من گفتم که درس‌های فلسفه و ریاضیات و ستاره‌شناسی و عرفان را خوانده‌ام، خیلی برایش جای تعجب بود که چطور توانسته بودم اینها را در قم بخوانم. من هم به شوخی به ایشان گفتم که استاد اینجا مجانی بود و من هم نشستم و خواندم. فرزند آیت‌الله بهجت گفت: علامه به من فرمود حالا یک چیزی می‌گویم گوش کن. گفتم آقا می‌شنوم. گفتند نه باید عمل کنی. گفتم آقا چطور به مجهول مطلق عمل کنم؟ به چیزی که نمی‌دانم چطور عمل کنم؟ علامه با همان لهجه خود گفتند دست بردار، من برایت می‌گویم. تو تمام کارهایت را رها کن و بیا خدمت همین پیر را بکن. بهجت ادامه داد: تو گفته‌هایش را یادداشت کن و ضبط کن که نه می‌شناسی‌اش و نه می‌گذارد که بشناسی‌اش. من قم و تهران و مشهد و نجف و عراق و شیعه و سنی را دیده‌ام؛ همین یکی آخرش مانده است. وقتی او را از تو گرفتند، آن وقت می‌فهمی که بوده! بنده در آن زمان مشغول تحصیل بوده و کار فراوان داشتم و در دانشکده بودم. علامه جعفری: پدرت (آیت‌الله بهجت) مأمور این قرن و این دوره است وی اضافه کرد: علامه جعفری به من دستور داد که ضبط کن و نگه دار و برای نسل آینده امانتدار باش که این مرد تمام می‌شود و بعد از اینکه او برود معلوم نیست تا ۱۰۰ سال دیگر هم کسی چون او بیاید. خداوند در هر دوره‌ای یک فرد را میدان می‌دهد، یعنی میدانی را که دارد برایش باز می‌کند و رشدش می‌دهد تا برای دیگران نشان و الگو باشد. بهجت گفت: علامه جعفری تأکید کردند آیت الله بهجت مأمور این قرن و این دوره است. البته پس از رحلت پدرم نیز خیلی از شاگردان ایشان به من می‌گفتند که ایشان دیگر تمام شد و تو فکر نکن که همه همین‌طور هستند. با تلنگری که علامه جعفری در سال ۶۳ به من زد، در همان بیست و چند سال پیش، یک مقدار کارهایم را کم کردم و ۷ ساعت در روز را به ایشان اختصاص دادم. وی افزود: پس از سال ۷۲-۷۳ نیز حدود ۱۵ ساعت شد و از سال ۸۰ به بعد بیست و چهار ساعته با ایشان بودم. با این حال ایشان خیلی هنرمند بود و همه کارهایش را تحت یک پوشش و پوسته‌ای انجام می‌داد. وقتی مسائل بلند علمی را می‌خواست نقل کند، خیلی ساده می گفت: می‌شود این چنین گفت... آیت‌الله بهجت آخرین فرمول‌های عرشی را به ساده‌ترین شکل بیان می‌کرد علی بهجت در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود با فارس به شیوه برخورد پدر خود با نظریات علمی اشاره کرد و گفت: ایشان اشکالات و ایرادات نظریه‌های دیگران را می‌گرفت و بعد وقتی می‌خواست نظریه خودش را بدهد، نمی‌گفت که این نظریه بنده است و هیچ کسی نگفته و در جایی نیست و یا خوب توجه کنید. بلکه فقط می‌فرمود: این چنین هم می‌شود گفت، حالا شما ببینید. ایشان آخرین فرمول‌های عرشی را از لحاظ علمی با این بیان ساده می‌گفت. فرزند آیت‌الله بهجت گفت: از نظر بعد درونی که اصلا حاضر نبود اقرار به چیزی بکند. حتی اینقدر پوشش داشت که مثلا اگر ما می‌خواستیم راجع به استاد ایشان بپرسیم، که آیا از استادتان کار خارق العاده‌ای دیدید یا نه؟ و یا شاهد عمل ممتازی از او بودید یا نه؟ حاضر نبود حرفی بزند. چرایش را بعدها فهمیدم که اگر ایشان درباره استاد خود سخن می‌گفت، این سوال به ذهن ما می‌آمد که حالا این استاد به شما چه یاد دادند؟ بنابراین ایشان از ابتدا چیزی نمی‌گفتند. وی ادامه داد: بنده دبستانی که بودم، یکی از علما که ریش حنایی می‌گذاشت و سیدی حدود ۸۰ ساله بود، به من گفت که برو تو نخ بابات و ببین که چی بلد است. پدرم او را می‌شناخت ولی من خوب او را نمی‌شناختم. به من می‌گفت که استاد پدرت آنقدر قوی بوده که به هر کسی چیز مهمی داده، برو ببین به پدرت چه داده است. وی افزود: من هم بچه بودم و می‌رفتم می‌گفتم بابا، آن آقا گفته برو ببین پدرت چه گرفته. پدرم خیلی می‌خندید و در حال تبسم می‌گفت: بله، عجب... عجب... و از کنار آن می‌گذشت. هیچ راهی نمی‌گذاشت تا بیشتر در موردش بدانیم. داستان عجیب قبل از تولد آیت الله بهجت حجت الاسلام بهجت در مورد سیر زندگی پدر بزرگوارش از کودکی گفت: داستان کودکی ایشان از سالها قبل‌تر شروع می‌شود و به داستان پدرشان بر می‌گردد که معروف است. پدر آیت الله بهجت در نوجوانی در حال مرگ بوده که ندایی را می شنود که این را رها کنید، او پدر محمد تقی است. وی گفت: خلاصه ایشان جانی دوباره می‌گیرد و همه تعجب می‌کنند. بعد ازدواج می‌کند و فرزندانش متولد می‌شوند و این داستان را فراموش کرده بوده تا موقع تولد فرزند سومش به یاد می‌آورد که وقتی کوچک بوده به او گفتند که پدر محمد تقی است. اولین پسر را محمد مهدی و دومی را محمد حسین و سومی را که به یاد می‌آورد نامش را محمد تقی می‌گذارد. وی ادامه داد: محمد تقی هفت ساله بوده که در حوض خانه می‌افتد و خفه می‌شود. از دست دادن این بچه برای آنها غم سنگینی است و مادر آیت الله بهجت متوسل می‌شود تا این فرزند را خداوند به آنها می‌دهد و نامش را محمد تقی می‌گذارند. محمد تقی ثانی؛ که من در یادداشت های پدر ایشان دیده بودم که نامشان را محمد تقی دومی نوشته بودند. مادر ایشان نمی‌خواست تا دوباره محبت مادر و فرزندی زنده شود فرزند آیت‌الله بهجت بیان کرد: از آنجا که خداوند کسانی را که می‌خواهد پرورش دهد با رنج پرورش می‌دهد و در ناز و نعمت نمی‌خواباند، آیت الله بهجت هم در ۱۶ ماهگی مادر جوان خود را از دست می‌دهد. مادر ایشان حدود ۲۸ سال داشته است. وی افزود: یکی از اقوام که اینها را برای من تعریف می‌کرد گفت انسانهای بزرگ به راحتی می‌توانند با اموات ارتباط برقرار کنند و سپس به پدرم گفت: آقا شما مادرتان را در خواب دیده‌اید؟ پدرم گفت: بله؛ ایشان پرسید که مادرتان چه شکلی بود؟ پدرم گفت: چادرش را پایین آورده بود و صورتش پوشیده بود. بهجت ادامه داد: آن فرد تعجب کرد و گفت: عجب مگر شما پسرش نبودید؟ مگر نامحرم بودید که این کار را کرده بود؟ پدرم لبخندی زد و اشک گوشه چشمش جمع شد و گفت: شاید می‌خواسته تا محبت مادر و فرزندی دوباره در وجود من زنده نشود. ایشان خیلی زود از محبت مادری محروم می‌شود و خواهر بزرگ ایشان متکفل امور او می‌شود. وی اشاره کرد: پدرم از خاطرات کودکی با خواهرش تعریف می کرد . ایشان می گفت روزی خواهرم داشت نشاءهای گوجه فرنگی و بادمجان را در باغچه می کاشت. من کوچک بودم و پشت سر او می رفتم و می دیدم که نشاء سبز را در داخل خاک می گذارد، آن را بر می داشتم و همین طور تا آخر خط هرچه کاشته بود را برداشتم. در آخر یک دسته نشاء به او دادم. خواهرم گفت چرا تمام کارهای مرا خراب کردی و یک بار مرا زد. من گریه کردم و عمویم گفت که چرا او را می زنی؟ او هم می خواسته خدمت کند و قصد بدی نداشته. این خاطره از حدود سه سالگی در ذهن ایشان باقی بود. محمد تقی جانِ مرا چوب زدن یعنی چه؟ بهجت ادامه داد: پدر ایشان نیز خیلی به او علاقه داشته و او را مکتب خانه گذاشته بود. ایشان در مکتب خانه باهوش بوده و خوب درس می‌خوانده و عزیز بوده است. یک بار مربی مکتب خانه برای اینکه از بقیه زهر چشم بگیرد، او را تنبیه می‌کند. او که اصلا توقع نداشته تنبیه شود، پیش پدر رفته و ناراحتی می‌کند. پدر او چون شاعر بوده برایش قصیده‌ای می‌گوید که مفصل است. این شعر را داخل پاکتی به محمد تقی می‌دهد تا به معلمش بدهد. مقداری از آن این بود: محمد تقی جان مرا چوب زدن یعنی چه / گل و بستان مرا چوب زدن یعنی چه وی افزود: آیت‌‌الله بهجت از کودکی اعمالی را انجام می‌داده که با کودک سازگار نبوده است. هم مکتبی‌های او برای من می‌گفتند که در مکتب کارهای بچه‌گانه نمی‌کرد و خیلی جدی بود و اگر مسئول نظم ما می‌شد، مثل یک فرمانده همه را به صف می‌کرد. وی گفت: سپس پدرم تا ۱۳ سالگی مقداری از درس طلبگی را در همان جا خواند. بعد سیدی که وضع مالی خوبی داشته و زمین دار بوده و خیلی به آیت الله بهجت علاقه مند بوده، خانواده او را تحریک می‌کند تا او را همراهش به عراق بفرستند. علت علاقه این سید هم معلوم نبوده است. بهجت بیان داشت: من ایشان را در کودکی دیده بودم و این سید خیلی مرا دوست داشت. همیشه وقتی وارد خانه آنها می‌شدیم، مرا می‌گرفت و بر روی طاقچه‌ای می‌نشاند. خلاصه این سید می‌خواسته پدرم را با خود ببرد که بار اول موفق نمی‌شود و آنها برای بار دوم و با کاروان بعدی عازم می‌شوند. تحصیلات آیت‌الله بهجت در کربلا و نجف فرزند آیت الله بهجت ادامه داد: ایشان به مدت ۴ سال برای تحصیل در کربلا بوده، خوب درس می‌خواند و سپس به نجف می‌رود. طلبه‌هایی که در کربلا بودند می‌گفتند که مثلا درس فلان استاد نباید رفت چون طولانی است و به درس استادی می‌رفتند که در مدت کمتری آن درس را بگوید. ولی آیت الله بهجت درست برعکس همه بر سر درس استادی می روند که ۱۴ ساله تمام می‌کند. آن استادی بسیار قوی به نام مرحوم کمپانی بوده که از لحاظ فکری خیلی مسلط و قدرتمند بوده است. پس از آن آقایی از علما بوده که نه تنها علم روز حوزه را داشته بلکه علم باطن را هم کسب کرده بوده به نام سید علی آقا قاضی. وی افزود: پدرم با وجود اینکه خیلی‌ها به درس او نمی‌رفتند، به درس او می‌رود. شرایط آقای قاضی برای درس بسیار سنگین بوده و کسی که می‌آمده باید فارغ التحصیل ۱۰ سال حوزه و نیمه مجتهد یا مجتهد بود. آیت الله بهجت هنوز به این مراحل نرسیده بود ولی توانست در درس آقای قاضی شرکت کند. اینکه آقا چطور توانست به درس آقای قاضی راه یابد معلوم نیست و نمی‌گفت. حجت‌الاسلام بهجت گفت: من کلی فکر کردم که چطور چیزی از ایشان بشنوم و در نهایت به ذهنم رسید تا این گونه سوال کنم. بنابراین از پدرم پرسیدم اولین باری که اسم آقای قاضی را شنیدید کجا بود؟ ایشان گفت من در کربلا که بودم برادر علامه طباطبایی که به زیارت می‌آمد، به حجره من می‌آمد و مهمان من می‌شد و با هم دوست شده بودیم. او اسم آقای قاضی را آورد و گفت که او مردی این چنین است. ولی پدرم دیگر از درون خودش چیزی نگفت. وی ادامه داد: ایشان در اثر ریزگردهای زیاد هوا، ریاضت، درس، و خواندن نماز و روزه مریض می‌شود و برای اینکه بهتر شود بین نجف و کربلا جا به جا می‌شده و گاهی به کاظمین که هوای بهتری داشته می‌رفته است. آیت الله بهجت در سن ۲۹ سالگی و در سال ۱۳۲۴ شمسی فارغ التحصیل می‌شود و به ایران برمی‌گردد و در شمال ازدواج می‌کند. ۲۰ مقام معنوی در سن جوانی / پیش رو و پشت سر برای پدرم فرقی نداشت حجت‌الاسلام بهجت در بخش دیگر از این مصاحبه به فارس گفت: در مورد مقاماتی که ایشان به آن‌ها رسیده بود، یکی از علمای بزرگ نجف به نام آقای قوچانی در مورد ایشان گفته بود که خداوند در جوانی ۲۰ مقام بزرگ را به ایشان عطا کرده ولی چه کنم که با ایشان عهد دارم نگویم. فقط یکی از آنها که مردم می‌دانند این است که برای ایشان پیش رو و پشت سر فرقی نداشت. وی اضافه کرد: پسر آن عالم بزرگ که آقای قوچانی بود به من گفت آقای قوچانی نزدیک فوت خود نگران بود که مبادا عهدش را با آیت الله بهجت شکسته باشد و بدون اینکه اسم او را ببرد، آن مقامات بلند را برای کسی تعریف کرده باشد و دیگران از ویژگی‌های آقای بهجت و علاقه‌ای که آقای قوچانی به ایشان داشت، حدس زده باشند که اوست. فرزند آیت‌الله بهجت گفت: بعدها معلوم شد پدرم از خیلی از دوستانش که متوجه می‌شدند عهد می‌گرفته تا این سر را فاش نکنند. یکی از این مقامات طی الارض ایشان بوده که آقای ری شهری در کتاب زمزم عرفان خود از قول پسر یکی از علما نقل می‌کند که پدرش شاگرد آقای بهجت در نجف بوده و با ایشان طی الارض کرده بودند. وی ادامه داد: این عالم در یکی از چهل شبی که نذر داشتند تا به مسجد سهله بروند و پدرشان مهمان ایشان در کربلا بوده و نمی‌توانستند تنهایش بگذارند، آقای بهجت با طی الارض ایشان را از کربلا به مسجد سهله می‌برد و بر می‌گرداند تا نذرش را ادا کرده و دوباره کنار پدر پیرش که مهمان او بوده، بر گردد و او بعد متوجه می‌شود. بهجت گفت: آیت‌الله بهجت از او عهد می‌گیرد تا زنده است، به کسی نگوید. پس از سالها این عالم و پسرش آیت الله بهجت را در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها می‌بینند. سپس آن عالم از ترس اینکه بمیرد و آن راز با او دفن شود، برای پسرش باز گو می‌کند و از او عهد می‌گیرد تا او و پدرم زنده‌اند، سر را فاش نکند. چشم آیت‌الله بهجت حقیقت معصیت را می‌دید، بنابراین مرتکب نمی‌شد حجت‌الاسلام علی بهجت افزود: بنده پس از رحلت پدرم متوجه خیلی از این قضایا شدم. در روز دوم ختم پدرم یکی از علما که الآن فوت کرده و پسر مرحوم آقا سید جمال گلپایگانی بود، به من اشاره کرد که نزدیکش بروم. ایشان روی ویلچری نشسته بود و کنار گوش من گفت: من ۶۰ سال پیش در نجف که بودم، آقای قوچانی که با پدر شما نزدیک بود و از اسرار او اطلاع داشت و ارتباط خوبی با استاد آیت الله بهجت نیز داشت، به من چیزی گفت. وی ادامه داد: او گفت سر اینکه آقای بهجت از همه هم کلاسی‌هایش ممتاز شد، یک چیز بود و آن این بود که آقای بهجت از کودکی و سالها قبل از بلوغ خود در اثر عبادت، چشمش معصیت را می‌دید و مرتکب نمی‌شد. لذا دوران کودکی را با پاکی گذراند و بعد از دوران کودکی هم همین طور گذشت.گناه او را سنگین و چرک و آلوده نکرد. در مدارج ترقی که دیگران باید پله پله بالا بروند، ایشان چون پاک و سبک بود پرواز می‌کرد. بهجت ادامه داد: پدرم هم در صحبت‌هایش داشت که گناه را کوچکش را هم نباید کوچک بشماری. همیشه می‌گفت اگر در بالاترین حد ترقی باشی و ببینی کودکی آجری جلوی پای نابینایی می‌گذارد تا او زمین بخورد و کودک بخندد و تو فقط یک لبخند زدی، همین کافی است تا تو را با مغز از آن بالا به پایین اندازد. وی تأکید کرد: این صحبت پسر آقای سید جمال گلپایگانی خیلی به ما کمک کرد و اطلاعات ما را به هم دوخت و وصل کرد. من همیشه طلب مغفرت برای ایشان می‌کنم. بنده بارها از پدرم شنیده بودم و خیلی دیگر از شاگردان ایشان نیز شنیده بودند که پدرم می‌گفت کسی را می‌شناسم که خداوند توفیق معصیت از کودکی به او نداد. هربار معصیت پیش می‌آمد، خداوند یک طور منصرفش می‌کرد. حجت‌الاسلام علی بهجت در پایان بخش نخست گفت‌وگوی خود با فارس اظهار داشت: هیچ وقت پدرم «من» نمی‌گفت و همیشه همه عنوان‌ها و برچسب‌ها و من‌ها را پاک می‌کرد. بسیاری از مطالب را با عنوان سوم شخص می‌گفت و خیلی‌ها می‌گفتند خود آقاست. و من باور نمی‌کردم و دنبال دلیل بودم. او هم که هیچ اقراری نمی‌کرد و من بعدها فهمیدم. ]]> معارف Wed, 16 May 2012 13:52:10 GMT http://farhangashti.com/vdchiini.23nxwdftt2.html راههای حفظ قرآن از خطر تحریف و تبدیل http://farhangashti.com/vdcg3n9q.ak9xw4prra.html گروه معارف فرهنگ آشتی آنلایناساتید حوزه با اشاره به آيه ۹ سوره مبارکه حجر، که به حفظ قرآن کريم تأکيد مي‌کند، می گویند :‌ در اين آيه از قرآن کريم، با هفت عبارت صريح يا شبه آن تأکيد شده است که خداوند حافظ قرآن است. بسياري، اين آيه را تنها در عدم تحريف قرآن معرفي مي‌کنند؛ اما مسئله، تنها عدم تحريف نيست. بلکه ممکن است آسيب‌هايي به اين کتاب آسماني وارد شود، مانند شبهه‌افکني‌ برخي که مي‌خواهند قرآن را در نظرها کوچک و حتي محو کنند؛ همچنين عمل نکردن پيروان قرآن به قرآن نيز آسيب ديگري است؛ البته خداوند اين کتاب الهي را از آن آسيب‌ها نيز حفظ مي‌کند. محققان علوم قرآنی درباره روش‌‌هاي حفظ کردن قرآن کريم از آسيب‌ها،می گویند: راه نخست، امداد‌هاي غيبي الهي است. خداوند، بدون اينکه ماهم دخالتي داشته باشيم، خود از اين کتاب حفاظت مي‌کند. نوع ديگر حفاظت از قرآن، اعتراف ديگران درباره اين کتاب آسماني است؛ به طوري که اعترافاتي که غير مسلمانان درباره قرآن داشته‌اند،‌ به اندازه‌اي است که موجب توجه همگان و در نتيجه حفظ آن مي‌شود. دشمني دشمنان در اين عرصه  از ديگر راه‌هاي حفظ قرآن است. نوشتن کتاب‌ آيات شيطاني کار بسيار زشتي بود، ولي زماني که امام(ره) آن فتوا را دادند، اين مسئله در سراسر جهان مطرح شد، در آن سال در آمريکا و ديگر کشورها، قرآن، به عنوان پرفروش‌ترين کتاب مطرح شد و به واسطه اين دشمني، عده زيادي با اين کتاب آسماني آشنا شدند و مطمئناً آثار مثبت فراواني هم بر جاي گذاشت. اقدام ديگر در اين عرصه، اقدام زشت آتش زدن قرآن بود که به خاطر همين مسئله، توجه بسياري از مردم جهان نسبت به قرآن بيشتر شد. فعاليت قرآن پژوهان و کساني که با احساس وظيفه براي حفظ قرآن جان‌فشاني مي‌کنند از دیگر اقدامات در راستاي حفظ قرآن است‌. عده‌اي وارد اين عرصه مي‌شوند و در اين راه، شبهات را پاسخ مي‌دهند و با ترجمه قرآن،‌ آموزه‌هاي آن را نشر مي‌دهند، اگر بحث‌هايي پيرامون قرآن مطرح شود، به صورت کارشناسانه به آن پاسخ مي‌دهند و...؛ تمامي اين مسائل، گامي در راستايي حفظ قرآن کريم است. راه ديگر، اکتشافات علمي است که موجب مي‌شود روز به روز، منزلت قرآن در جهان آشکارتر ‌شود و موجب حفظ اين کتاب الهي گردد. ‌ زماني، قرآن در حوزه تا حدي مهجور بود، اما به برکات انقلاب قرآن در همه جا مطرح شد. حوزه‌ هم فعاليت‌هاي ارزشمندي همچون ترجمه، پژوهش‌ و... انجام داده است، ولي بايد بدانيم که هنوز هم غربت قرآن در حوزه تمام نشده است؛ بنابراين بايد روزي فرا برسد که قرآن حرف اول را در حوزه، بزند و اميد است آن روز نزديک باشد. ]]> معارف Sat, 28 Jan 2012 08:20:58 GMT http://farhangashti.com/vdcg3n9q.ak9xw4prra.html ایرانی ها حرم امام حسین (ع) را توسعه می دهند http://farhangashti.com/vdce.n8objh8fw9bij.html گروه معارف فرهنگ آشتی آنلاین پروژه طرح "یا حسین(ع)" در حرم مطهر سیدالشهدا(ع) مدتی است که آغاز شده است. مسئولان پروژه در این باره می گویند به منظور بررسی و نظارت دقیق بر اجرای پروژه، فضای حرم مطهر امام حسین(ع) را به ۵ بخش، صحن داخلی حرم مطهر، حجره‌ها و مسقفات، ایوان باب‌القبله، گچ‌کاری و آیینه‌کاری تقسیم کردیم. بر اساس این تقسیم‌بندی، تمامی مصالح مورد نیاز هر بخش به طور جداگانه و دقیق اندازه‌گیری و ارسال می‌شود، میزان پیشرفت هر بخش نیز براساس همین تقسیم‌بندی بررسی می‌شود. سنگ‌فرش‌ها، ستون‌ها، کتیبه‌ها و مقرنس‌های موردنیاز هر بخش بر پایه طراحی‌های تأیید شده توسط تولیت تهیه و نصب می‌شوند. مسئولان کنترل پروژه این طرح  می گویند در حال حاضر برای بخش نخست طرح یا حسین، مشغول نصب سنگ دیوار صحن داخلی حرم، ستون‌های اطراف ضریح مطهر و ستون درب حبیب بن مظاهر انجام شده است. همچنین ستون‌های باب الرأس، باب الشهدا و پایه ستون‌های صحن مسقفات جدید تهیه شده و آماده نصب است. طراحی کاشی‌های معرق استفاده شده در این طرح توسط استاد کاظم‌پور و خطاطی آن بر عهده استاد موحد است که در حال حاضر کاشی‌های معرق منقش به سوره‌های مبارکه فتح، یس و دهر در دست تهیه هستند. نصب سنگ دیوار و کف ایوان باب‌القبله حرم مطهر نیز پیشرفت خوبی داشته و سنگ‌فرش طرح ستاره کف ورودی باب‌القبله و ۷۲ تن نیز برای نصب ارسال شده است. همچنین در خصوص انجام گچ‌کاری و آیینه‌کاری حرم مطهر امام حسین(ع)  قرارداد نوسازی و مقاوم‌سازی سقف حرم جهت انجام آیینه‌کاری توسط ریاست ستاد در تیر ماه امسال به امضا رسید که در مرحله نخست ۳ هزار متر از این فضا در اختیار ستاد قرار گرفته و پیمانکار از آن تاریخ اقدام به جداسازی و تخریب فضاهای فرسوده و جداشده از بدنه اصلی کرده است. در قسمت جامع‌الرجال نیز مقاوم‌سازی در ۳ جبهه انجام شده و در حال حاضر گچکاری، مقرنس‌کاری، گره چینی و رسمی‌بندی آن در دست اجراست. ]]> معارف Fri, 16 Dec 2011 07:56:59 GMT http://farhangashti.com/vdce.n8objh8fw9bij.html خبر از عروسی که به حرم رفته بود http://farhangashti.com/vdcirzar.t1apz2bcct.html آیت‌الله مصباح درباره کرامات حضرت آیت‌الله العظمی بهجت می‌گوید: برای خانواده‌ای حادثه ناگواری پیش آمده بود، به این صورت که در شب عروسی دشمنان عروس آمده بودند و عروس را از خانه‌اش دزدیده بودند، و کسی اطلاع نداشت که عروس را کجا برده‌اند، شب عروسی بود خانواده عروس و داماد جمع شده بودند مراسم عروسی را برگزار کنند و نزدیک غروب دیده بودند عروس نیست خیلی نگران شده بودند و جاهایی را که احتمال می‌دادند جست وجو کرده بودند. به هر حال پدر و مادر عروس خیلی دستپاچه می‌شوند، یکی از دوستان ما که همسایه آنان بود می‌گوید: من هیچ چاره‌ای ندیدم، گفتم: می‌روم خدمت آقای بهجت عرض می‌کنم ببینم ایشان چه می‌گویند. با شتاب فراوان و ناراحتی آمدم خدمت ایشان و داستان را گفتم. آقا تاملی کردند و به طور خیلی عادی فرمودند: «بروید حرم، شاید آمده باشد حرم». ایشان بر می‌گردد و مطمئن می‌شود که باید همین کار را انجام بدهد، به خانواده عروس اطلاع می‌دهد و آنها می‌آیند و در بالا سر حضرت معصومه (ع) عروس را پیدا می‌کنند. حالا جریان چه بوده دقیقا یادم نیست، ولی هیچ احتمال نمی‌دادند که بتوانند او را در چنین موقعیتی پیدا کنند. ]]> معارف Wed, 16 May 2012 04:43:23 GMT http://farhangashti.com/vdcirzar.t1apz2bcct.html شرح 40 حدیث مفصل در باره امام حسین (ع) و قیام عاشورا http://farhangashti.com/vdcb.ab9urhb80iupr.html گروه معارف فرهنگ آشتی آنلایندر خصوص کربلا و حماسه همیشه جاوید عاشورا،چندین حدیث ازاحادیث معتبر وجود دارد.این احادیث از سوی اکثریت راویان شناخته شده مورد تاکید و تصدیق قرار گرفته است.۱حدیث اول: حریم پاک عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال: .. و هی اطهر بقاع الأرض و اعظم‌ها حرمة و ان‌ها لمن بطحاء الجنة. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در ضمن حدیث بلندی می‌فرماید: کربلا پاک‌ترین بقعه روی زمین و از نظر احترام بزرگ‌ترین بقعه‌ها است و الحق که کربلا از بساطهای بهشت است. بحار الانوار، ج ۹۸، ص ۱۱۵ و نیز کامل الزیارات، ص ۲۶۴ حدیث دوم: سرزمین نجات قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: یقبر ابنی بأرض یقال ل‌ها کربلا هی البقعة التی کانت فی‌ها قبة الاسلام نجا الله التی علی‌ها المؤمنین الذین امنوا مع نوح فی الطوفان. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: پسرم حسین در سرزمینی به خاک سپرده می‌شود که به آن کربلا گویند، زمین ممتازی که همواره گنبد اسلام بوده است، چنانکه خدا، یاران مؤمن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد. کامل الزیارات، ص ۲۶۹، باب ۸۸، ح ۸ حدیث سوم: مسلخ عشق قال امیر المؤمنین علی علیه السلام: هذا... مصارع عشاق شهداء لا یسبقهم من کان قبلهم و لا یلحقهم من کان بعدهم. حضرت علی علیه السلام روزی گذرش از کربلا افتاد و فرمود: اینجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهیدان است شهیدانی که نه شهدای گذشته و نه شهدای آینده به پای آن‌ها نمی‌رسند. تهذیب، ج ۶، ص ۷۳ و بحار، ج ۹۸، ص ۱۱۶ حدیث چهارم: عطر عشق قال علی علیه السلام: وا‌ها لک أیت‌ها التربة لیحشرن منک قوم یدخلون الجنة بغیر حساب. امیر المؤمنین علیه السلام خطاب به خاک کربلا فرمود: چه خوشبوئی‌ای خاک! در روز قیامت قومی از تو بپا خیزند که بدون حساب و بی‌درنگ به بهشت روند. شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج ۴، ص ۱۶۹ حدیث پنجم: ستاره سرخ محشر قال علی بن الحسین علیه السلام: تزهر أرض کربلا یوم القیامة کالکوکب الدری و تنادی أنا أرض الله المقدسة الطیبة المبارکة التی تضمنت سید الشهداء و سید شباب اهل الجنة. امام سجاد علیه السلام فرمود: زمین کربلا، در روز رستاخیز، چون ستاره مرواریدی می‌درخشد و ندا در می‌دهد که من زمین مقدس خدایم، زمین پاک و مبارکی که پیشوای شهیدان و سالار جوانان بهشت را در بر گرفته است. ادب الطف، ج ۱، ص ۲۳۶، به نقل از کامل الزیارات، ص ۲۶۸ حدیث ششم: کربلا و بیت المقدس قال ابو عبد الله علیه السلام: الغاضریة من تربة بیت المقدس. امام صادق علیه السلام فرمود: کربلا از خاک بیت المقدس است. کامل الزیارات، ص ۲۶۹، باب ۸۸، ح ۷ حدیث هفتم: فرات و کربلا قال ابو عبد الله علیه السلام أن أرض کربلا و ماء الفرات اول ارض و اول ماء قدس الله تبارک و تعالی... امام صادق علیه السلام فرمود: سرزمین کربلا و آب فرات، اولین زمین و نخستین آبی بودند که خداوند متعال به آن‌ها قداست و شرافت بخشید. بحار الانوار، ج ۹۸، ص ۱۰۹ و نیز کامل الزیارات، ص ۲۶۹ حدیث هشتم: کربلا، کعبه انبیاء قال ابو عبد الله علیه السلام: لیس نبی فی السموات و الارض، اءلا یسألون الله تبارک و تعالی أن یؤذن لهم فی زیارة الحسین (علیه السلام)، ففوج ینزل و فوج یعرج. امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ پیامبری در آسمان‌ها و زمین نیست مگر اینکه می‌خواهند خداوند متعال به آنان رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شوند، چنین است که گروهی به کربلا فرود آیند و گروهی از آنجا عروج کنند. مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص ۲۴۴، به نقل از کامل الزیارات، ص ۱۱۱ حدیث نهم: کربلا، مطاف فرشتگان قال ابو عبد الله علیه السلام: لیس من ملک فی السموات و الأرض الا یسألون الله تبارک و تعالی أن یؤذن لهم فی زیارة الحسین (علیه السلام)، ففوج ینزل و فوج یعرج. امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ فرشته‌ای در آسمان‌ها و زمین نیست مگر اینکه می‌خواهد خداوند متعال به او رخصت دهد تا به زیارت امام حسین علیه السلام مشرف شود، چنین است که همواره فوجی از فرشتگان به کربلا فرود آیند و فوجی دیگر عروج کنند و از آنجا اوج گیرند. مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص ۲۴۴، به نقل از کامل الزیارات ص ۱۱۴ حدیث دهم: راه بهشت قال ابو عبد الله علیه السلام: موضع قبر الحسین علیه السلام ترعة من ترع الجنة امام صادق علیه السلام فرمود: جایگاه قبر امام حسین علیه السلام دری از درهای بهشت است. کامل الزیارات، ص ۲۷۱، باب ۸۹، ح ۱ حدیث یازدهم: کربلا، حرم امن قال ابو عبد الله علیه السلام: ان الله اتخذ کربلا حرما آمنا مبارکا قبل أن یتخذ مکة حرما. امام صادق علیه السلام فرمود: به راستی که خدا کربلا را حرم امن و با برکت قرار داد پیش از آنکه مکه را حرم قرار دهد. کامل الزیارات، ص ۲۶۷ بحار، ج ۹۸، ص ۱۱۰ حدیث دوازدهم: زیارت مداوم قال الصادق علیه السلام: زوروا کربلا و لا تقطعوه فاءن خیر أولاد الانبیاء ضمنته... امام صادق عیه السلام فرمود: کربلا را زیارت کنید و این کار را ادامه دهید، چرا که کربلا بهترین فرزندان پیامبران را در آغوش خویش گرفته است. کامل الزیارات، ص ۲۶۹ حدیث سیزدهم: بارگاه مبارک قال الصادق علیه السلام: «شاطی ء الوادی الأیمن» الذی ذکره الله فی القرآن، (۱) هو الفرات و «البقعة المبارکة» هی کربلا. امام صادق علیه السلام فرمود: آن «ساحل وادی ایمن» که خدا در قرآن یاد کرده فرات است و «بارگاه با برکت» نیز کربلا است. (۲) حدیث چهاردهم: شوق زیارت قال الامام الباقر علیه السلام: لو یعلم الناس ما فی زیارة قبر الحسین علیه السلام من الفضل، لماتوا شوقا. امام باقر علیه السلام فرمود: اگر مردم می‌دانستند که چه فضیلتی در زیارت مرقد امام حسین علیه السلام است از شوق زیارت می‌مردند. ثواب الاعمال، ص ۳۱۹، به نقل از کامل الزیارات. حدیث پانزدهم: حج مقبول و ممتاز قال ابو جعفر علیه السلام: زیارة قبر رسول الله صلی الله علیه و آله و زیارة قبور الشهداء، و زیارة قبر الحسین بن علی علیهما السلام، تعدل حجة مبرورة مع رسول الله صلی الله علیه و آله. امام باقر علیه السلام فرمود: زیارت قبر رسول خدا «ص»، و زیارت مزار شهیدان، و زیارت مرقد امام حسین علیه السلام معادل است با حج مقبولی که همراه رسول خدا «ص» بجا آورده شود. مستدرک الوسائل، ج ۱، ص ۲۶۶، و نیز کامل الزیارات، ص ۱۵۶ حدیث شانزدهم: تولدی تازه عن حمران قال: زرت قبر الحسین علیه السلام فلما قدمت جاءنی. ابو جعفر محمد بن علی علیه السلام... فقال علیه السلام: ابشر یا حمران فمن زار قبور شهداء آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم یرید الله بذلک وصلة نبیه حرج من ذنوبه کیوم ولدته امه. حمران می‌گوید: هنگامی که از سفر زیارت امام حسین علیه السلام برگشتم، امام باقر علیه السلام به دیدارم آمد و فرمود:‌ای حمران! به تو مژده می‌دهم که هر کس قبور شهیدان آل محمد (ص) را زیارت کند و مرادش از این کار رضایت خدا و تقرب به پیامبر (ص) باشد، از گناهانش بیرون می‌آید چون روزی که مادرش او را زاد. امالی شیخ طوسی، ج ۲، ص ۲۸، چاپ نجف بحار، ج ۹۸، ص. ۲۰ حدیث هفدهم: زیارت مظلوم عن ابی جعفر و ابی عبد الله علیه السلام یقولان: من احب أن یکون مسکنه و مأواه الجنة، فلا یدع زیارة المظلوم. از امام باقر و امام صادق علیهما السلام نقل شده که فرمودند: هر کس که می‌خواهد مسکن و مأوایش بهشت باشد، زیارت مظلوم علیه السلام را ترک نکند. مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص ۲۵۳ حدیث هجدهم: شهادت و زیارت قال الامام الصادق علیه السلام: زوروا قبر الحسین (علیه السلام) و لا تجفوه، فاءنه سید شباب أهل الجنة من الخلق، و سید شباب الشهداء. امام صادق علیه السلام فرمود: مرقد امام حسین علیه السلام را زیارت کنید و با ترک زیارتش به او ستم نورزید چرا که او سید جوانان بهشت از مردم، و سالار جوانان شهید است. مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص ۲۵۶: و کامل، ص ۱۰۹ حدیث نوزدهم: زیارت، بهترین کار قال ابو عبد الله علیه السلام: زیارة قبر الحسین بن علی علیهما السلام من افضل ما یکون من الاعمال. امام صادق علیه السلام فرمود: زیارت قبر امام حسین علیه السلام از بهترین کارهاست که می‌تواند انجام یابد. مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص. ۳۱۱ حدیث بیستم: سفره‌های نور قال الامام الصادق علیه السلام: من سره ان یکون علی موائد النور یوم القیامة فلیکن من زوار الحسین بن علی (علیهما السلام) امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس دوست دارد روز قیامت، بر سر سفره‌های نور بنشیند باید از زائران امام حسین (علیه السلام) باشد. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۳۰ بحار الانوار، ج ۹۸، ص ۷۲ حدیث بیست و یکم: شرط شرافت قال الصادق علیه السلام: من اراد أن یکون فی جوار نبیه و جوار علی و فاطمة فلا یدع زیارة الحسین علیهم السلام امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که می‌خواهد در همسایگی پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و در کنار علی (علیه السلام) و فاطمه (س) باشد، زیارت امام حسین (علیه السلام) را ترک نکند. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۳۱، ح. ۳۹ حدیث بیست و دوم: زیارت، فریضه الهی قال ابو عبد الله علیه السلام: لو أن احدکم حج دهره ثم لم یزر الحسین بن علی علیه السلام لکان تارکا حقا من حقوق رسول الله (ص) لأن حق الحسین فریضة من الله تعالی، واجبة علی کل مسلم. امام صادق علیه السلام فرمود: اگر یکی از شما تمام عمرش را احرام حج بندد، اما امام حسین علیه السلام را زیارت نکند، حقی از حقوق رسول خدا (ص) را ترک کرده است چرا که حق حسین علیه السلام فریضه الهی و بر هر مسلمانی واجب و لازم است. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص. ۳۳۳ حدیث بیست و سوم: کربلا، کعبه کمال قال ابو عبد الله علیه السلام: من لم یأت قبر الحسین علیه السلام حتی یموت کان منتقص الاءیمان، منتقص الدین، اءن ادخل الجنة کان دون المؤمنین فی‌ها. امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس به زیارت قبر امام حسین علیه السلام نرود تا بمیرد، ایمانش ناتمام و دینش ناقص خواهد بود، به بهشت هم که برود پایین‌تر از مؤمنان در آنجا خواهد بود. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص. ۳۳۵ حدیث بست و چهارم: از زیارت تا شهادت قال ابو عبد الله علیه السلام: لا تدع زیارة الحسین بن علی علیهما السلام و مر أصحابک بذلک یمد الله فی عمرک و یزید فی رزقک و یحییک ء الله سعیدا و لا تموت الا شهیدا. امام صادق علیه السلام فرمود: زیارت امام حسین علیه السلام را ترک نکن و به دوستان و یارانت نیز همین را سفارش کن! تا خدا عمرت را دراز و روزی و رزقت را زیاد کند و خدا تو را با سعادت زنده دارد و نمی‌ری مگر شهید. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۳۵ حدیث بیست و پنجم: حدیث محبت عن ابی عبد الله علیه السلام قال: من اراد الله به الخیر قذف فی قلبه حب الحسین علیه السلام و زیارته، و من اراد الله به السوء قذف فی قلبه بغض الحسین علیه السلام و بغض زیارته. از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمود: هر کس که خدا خیر خواه او باشد، محبت حسین (علیه السلام) و زیارتش را در دل او می‌اندازد و هر کس که خدا بدخواه او باشد، کینه و خشم حسین (علیه السلام) و خشم زیارتش را در دل او می‌اندازد. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۸۸، بحار الانوار، ج ۹۸، ص ۷۶ حدیث بیست و ششم: نشان شیعه بودن قال الصادق علیه السلام: من لم یأت قبر الحسین علیه السلام و هو یزعم انه لنا شیعة حتی یموت فلیس هو لنا شیعة، و ان کان من اهل الجنة فهو من ضیفان اهل الجنة. امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که به زیارت قبر امام حسین نرود و خیال کند که شیعه ما است و با این حال و خیال بمیرد، او شیعه ما نیست، و اگر هم از اهل بهشت باشد، از میهمانان اهل بهشت خواهد بود. کامل الزیارات، ص ۱۹۳، بحار الانوار، ج ۹۸، ص. ۴ حدیث بیست و هفتم: سکوی معراج قال الصادق علیه السلام: من اتی قبر الحسین علیه السلام عارفا بحقه کتبه الله عز و جل فی اعلی علیین. امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس که به زیارت قبر حسین علیه السلام نایل شود و به حق آن حضرت معرفت داشته باشد، خدای متعال او را در بلند‌ترین درجه عالی مقامان ثبت می‌کند. من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص. ۵۸۱ حدیث بیست و هشتم: مکتب معرفت قال ابو الحسن موسی بن جعفر علیه السلام: أدنی ما یثاب به زائر أبی عبد الله (علیه السلام) بشط فرات، اذا عرف حقه و حرمته و ولایته، أن یغفر له ما تقدم من ذنبه و ما تأخر. حضرت امام موسی کاظم علیه السلام فرمود: کمترین ثوابی که به زائر امام حسین علیه السلام در کرانه فرات، داده می‌شود این است که تمام گناهان، مقدم و مؤخرش بخشوده می‌شود. بشرط اینکه حق و حرمت و ولایت آن حضرت را شناخته باشد. مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص ۲۳۶، به نقل از کامل الزیارات، ص. ۱۳۸ حدیث بیست و نهم: همچون زیارت خدا قال الامام الرضا علیه السلام: من زار قبر الحسین (علیه السلام) بشط الفرات کان کمن زار الله. امام رضا علیه السلام فرمود: کسی که قبر امام حسین علیه السلام را در کرانه فرات زیارت کند، مثل کسی است که خدا را زیارت کرده است. مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص ۲۵۰، به نقل از کامل حدیث سی‌ام: زیارت عاشورا قال الصادق علیه السلام: من زار الحسین علیه السلام یوم عاشورا وجبت له الجنة. امام صادق علیه السلام فرمود: هر کس که امام حسین علیه السلام را در روز عاشورا زیارت کند، بهشت بر او واجب می‌شود. اقبال الاعمال، ص ۵۶۸ حدیث سی و یکم: بالا‌تر از روسپیدی قال ابو عبد الله علیه السلام: من بات عند قبر الحسین علیه السلام لیلة عاشورا لقی الله یوم القیامة ملطخا بدمه، کانما قتل معه فی عرصة کربلا. امام صادق علیه السلام فرمود: کسی که شب عاشورا را در کنار مرقد امام حسین علیه السلام سحر کند، روز قیامت در حالی به پیشگاه خدا خواهد شتافت که به خونش آغشته باشد، مثل کسی که در میدان کربلا و در کنار امام حسین علیه السلام کشته شده باشد. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص. ۳۷۲ حدیث سی و دوم نشانه های مومنقال ابو محمد الحسن العسکری علیه السلام: علامات المؤمن خمس: صلاة الخمسین، و زیارة الاربعین، و التختم، فی الیمین، و تعفیر الجبین و الجهر ببسم الله الرحمن الرحیم. امام حسن عسگری علیه السلام فرمود: نشانه‌های مؤمن پنج چیز است: ۱ نمازهای پنجاهگانه (۳) ۲ زیارت اربعین ۲ انگش‌تر به دست راست کردن ۴ بر خاک سجده کردن ۵ بسم الله الرحمن الرحیم را بلند گفتن. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۷۳، و نیز التهذیب، ج ۶، ص ۵۲ حدیث سی و سوم: رواق منظر یار قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: الا و ان الاجابة تحت قبته، و الشفاء فی تربته، و الأئمة (علیهم السلام) من ولده پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: بدانید که اجابت دعا، زیر گنبد حرم او و شفاء در تربت او، و امامان علیهم السلام از فرزندان اوست. مستدرک الوسائل، ج ۱۰، ص. ۳۳۵ حدیث سی و چهارم: تربت و تربیت قال الصادق علیه السلام: حنکوا أولادکم بتربة الحسین (علیه السلام) فان‌ها امان. امام صادق علیه السلام فرمود: کام کودکانتان را با تربت حسین (علیه السلام) بردارید، چرا که خاک کربلا، فرزندانتان را بیمه می‌کند. وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص. ۴۱۰ حدیث سی و پنجم: بزرگ‌ترین دارو قال ابو عبد الله علیه السلام: فی طین قبر الحسین (علیه السلام)، الشفاء من کل داء، و هو الدواء الاکبر. امام صادق علیه السلام فرمود: شفای هر دردی در تربت قبر حسین علیه السلام است و‌‌ همان است که بزرگ‌ترین داروست. کامل الزیارات، ص ۲۷۵ و وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص. ۴۱۰ حدیث سی و ششم: تربت و هفت حجاب قال الصادق علیه السلام: السجود علی تربة الحسین علیه السلام یخرق الحجب السبع. امام صادق علیه السلام فرمود: سجده بر تربت حسین علیه السلام حجابهای هفتگانه را پاره می‌کند. مصباح المتهجد، ص ۵۱۱، و بحار الانوار، ج ۹۸، ص. ۱۳۵ حدیث سی و هفتم: سجده بر تربت عشق کان الصادق علیه السلام لا یسجد الا علی تربة الحسین علیه السلام تذللا لله و استکانة الیه. رسم حضرت امام صادق علیه السلام چنین بود که: جز بر تربت حسین علیه السلام به خاک دیگری سجده نمی‌کرد و این کار را از سر خشوع و خضوع برای خدا می‌کرد. وسائل الشیعه، ج ۳، ص. ۶۰۸ حدیث سی و هشتم: تسبیح تربت قال الصادق علیه السلام: السجود علی طین قبر الحسین علیه السلام ینور الی الارض السابعة و من کان معه سبحة من طین قبر الحسین علیه السلام کتب مسبحا و ان لم یسبح ب‌ها... امام صادق علیه السلام فرمود: سجده بر تربت قبر حسین علیه السلام تا زمین هفتم را نور باران می‌کند و کسی که تسبیحی از خاک مرقد حسین علیه السلام را با خود داشته باشد، تسبیح گوی حق محسوب می‌شود، اگر چه با آن تسبیح هم نگوید. من لا یحضره الفقیه، ج ۱، ص ۲۶۸، وسائل الشیعه، ج ۳، ص. ۶۰۸ حدیث سی و نهم: تربت شفابخش عن موسی بن جعفر علیه السلام قال: و لا تأخذوا من تربتی شیئا لتبرکوا به فان کل تربة لنا محرمة الا تربة جدی الحسین بن علی علیهما السلام فان الله عز و جل جعل‌ها شفاء لشیعتنا و أولیائنا. حضرت امام کاظم علیه السلام در ضمن حدیثی که از رحلت خویش خبری می‌داد، فرمود: چیزی از خاک قبر من بر ندارید تا به آن تبرک جویید چرا که خوردن هر خاکی جز تربت جدم حسین علیه السلام، بر ما حرام است، خدای متعال تنها تربت کربلا را، برای شیعیان و دوستان ما شفا قرار داده است. جامع احادیث الشیعه، ج ۱۲، ص. ۵۳۳ حدیث چهلم: یکی از چهار نیاز قال الامام موسی الکاظم علیه السلام: لا تستغنی شیعتنا عن أربع: خمرة یصلی علی‌ها، و خاتم یتختم به، و سواک یستاک به، و سبحة من طین قبر أبی عبد الله علیه السلام... حضرت امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمود: پیروان ما از چهار چیز بی‌نیاز نیستند: ۱ سجاده‌ای که بر روی آن نماز خوانده شود. ۲ انگشتری که در انگشت باشد. ۳ مسواکی که با آن دندان‌ها را مسواک کنند. ۴ و تسبیحی از خاک مرقد امام حسین علیه السلام... تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ۷۵ ]]> معارف Sat, 03 Dec 2011 10:23:47 GMT http://farhangashti.com/vdcb.ab9urhb80iupr.html دعایی مهمتر از تعجیل در ظهور امام زمان (ع) از زبان آیت الله العظمي بهجت http://farhangashti.com/vdcdfj0x.yt0xf6a22y.html  مرحوم آیت الله العظمی 'محمدتقی بهجت' معتقد بودند مهم تر از دعا براي تعجیل در ظهور حضرت مهدي (عج)، دعا براي بقاي ایمان و ثابت قدم بودن در عقیده و عدم انكار آن حضرت تا ظهور اوست. حضرت آیت الله بهجت درباره علت غیبت امام زمان (عج) فرمودند: سبب غیبت امام زمان (عج) خود ما هستیم. به اعتقاد این مرجع تقلید اگر براي فرج دعا مي كنید، نشانه آن است كه هنوز ایمانتان پا برجاست. زیرا در آخرالزمان گرفتاري اهل ایمان خیلي سخت مي شود. آیت الله بهجت به روایتی اشاره فرمودند: بیشتر كساني كه اعتقاد به امامت آن حضرت دارند، او را انكار مي كنند. یعني بیشتر مردم از اعتقاد و ایمان به امامت برمي گردند. به همین دلیل این عارف وارسته به نقل از ائمه معصومین (ع) سفارش كردند تا این دعاي فرج را كه دعاي تثبیت در دین است، بخوانیم 'یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینك' اي خدا، اي رحمت گستر، اي مهربان، اي زیر و رو كننده دل ها، دل مرا بر دینت ثابت و استوار گردان. یعني آن مرتبه اي از ایمان را كه به من منت نهادي، حفظ كن، نه این كه مسلمان باشد و به همان باقي باشد، چون این معنا، تثبیت در دین نیست. آیت الله بهجت افزودند: این توسلات، عزاداري ها، سوگواري ها و زیارت قبور اهل بیت (ع) علامت آن است كه اهل ایمان به آن ها اتصال و الصاق دارند و هنوز از آن ها منحرف نشده اند. لذا كفار و دست نشانده هاي آنها دستور داشتند كه بین مسلمانان و قرآن ـ تا چه برسد به مساجد و تكایا و مجالس عزا و روضه خواني ـ جدایي بیاندازند. زیرا همه این ها ضد خواسته هاي سلاطین جور بود، لذا فرمان هدم قبور یا تعطیلي مجالس روضه خواني را دادند. این مرجع تقلید در پاسخ به این سوال كه 'چرا به امام زمان دسترسی نداریم' فرمودند: چرا به انجام واجبات و ترك محرمات ملتزم نیستید و او به همین از ما راضي است. زیرا طبق حدیث پرهیزكارترین مردم، كسي است كه از كارهاي حرام بپرهیزد. بنابر این ترك واجبات و ارتكاب محرمات، حجاب و نقاب دیدار ما از آن حضرت است. ایشان در جایی دیگر فرمودند: ما باید انتظار فرج حضرت غائب (عج) را داشته باشیم و فرجش را فرج عموم بدانیم و در هر وقت و هر حال باید منتظر باشیم ولي آیا مي شود انتظار فرج آن حضرت را بدون مقدمات و تحمل ابتلائاتي كه براي اهل ایمان پیش مي آید، داشته باشیم؟ با این حال، چه اشكالي دارد كه تعجیل فرج آن حضرت را با عافیت بخواهیم. یعني این كه بخواهیم بیش از این بلاها، كه تا به حال بر سر مومنین آمده، بلاي دیگري نبینند. این استاد اخلاق همچنین فرمودند: دعاي تعجیل در فرج، دواي دردهاي ما است و در روایت است كه در آخرالزمان همه هلاك مي شوند، مگر كساني كه براي (تعجیل) فرج دعا كنند. ائمه ما با این بیان، خیلي به اهل ایمان و شیعیان عنایت كرده اند تا خود را بشناسند. آیت الله بهجت در كلامی دیگر توسل به امام زمان (عج) را از این جهت مهم دانستند كه آن حضرت مجری امور در این زمان هستند. این استاد اخلاق فرمودند: اهل بیت (ع) همه، نور واحد هستند. لذا انسان به هر كدام متوسل شود، از دیگري جواب مي گیرد. البته مصححي در كار است. هم چنان كه از حضرت رسول (ص) حاجت خواسته اند و ایشان به حضرت امیر (ع) و آن حضرت به امام حسن (ع) تا امام زمان (عج) حواله داده اند. زیرا، مجري امور در این زمان، آن حضرت است. از طرف دیگر این مرجع تقلید به تبیین ضرورت ملازمت قرآن و اهل بیت پرداخته و فرمودند: واي بر ما از آن روزي كه قرآن یا عترت را از ما بگیرند. گرفتن هر كدام گرفتن دیگري هم هست. زیرا این دو از هم جدا نمي شوند تا این كه در كنار حوض كوثر بر پیامبر (ص) وارد شوند. تنها كساني از حوض خواهند نوشید كه با قرآن و عترت با هم باشند. آیت الله بهجت برای معرفت یافتن به نورانیت ائمه اطهار(ع) به مردم سفارش كردند تا بعد از نمازهای خود این دعا را بخوانند: اللهم عرفنی نفسك ... یعنی پروردگارا! خود را به من بشناسان كه اگر خود را به من نشناسانی، نمی توانم پیغمبرت را بشناسم. پروردگارا! پیغمبرت را به من بشناسان كه اگر پیغمبرت را به من نشناسانی، نمی توانم حجت تو را بشناسم. پروردگارا! حجت خود را به من بشناسان كه اگر حجت خود را به من نشناسانی، دین خود را از دست می دهم و گمراه خواهم شد. آیت الله العظمی بهجت روز بیست و هفتم اردیبهشت ماه سال ۸۸ دار فانی را وداع گفته و به ملكوت اعلی پیوست. مراسم سومین سالگرد ارتحال این عارف و دانشمند فقیه پنجشنبه شب -بیست و هشتم اردیبهشت- با سخنرانی آیت الله محمد امامی كاشانی بعد از نماز مغرب و عشا در مسجد اعظم قم برگزار خواهد شد ]]> معارف Mon, 14 May 2012 09:58:16 GMT http://farhangashti.com/vdcdfj0x.yt0xf6a22y.html پاسخ به شبهه ای درباره خروج امام حسین (ع) از نظام وقت و خارجی بودن قیام http://farhangashti.com/vdcj.8ehfuqe8isfzu.html گروه معارف فرهنگ آشتی آنلاینمحققان در باره دلایل حضور اهل بیت (علیهما السلام) درکربلا، و اینکه چرا اساسا امام(ع) حج را به سرعت تمام کرد و به کربلا رفت می گویند: اینکار اتمام حجت برای گروهی بود که شبهاتی برایشان پیش آمده بود. امام حسین(ع) به عاقبت قیام خویش کاملا آگاه بودند و بنا بر اعتقاد شیعه امام(ع) علم به آینده کار خود دارد .ممکن است برخی افراد علم به آینده داشته باشند اما باوجود علم خود، دست به اقدامی بزنند که نتایج آن بسیار بزرگ تر است که حرکت امام حسین(ع) در این مطلب تحلیل می شود. اما در باره اینکه چرا امام حسین(ع) با آگاهی از عاقبت خونبار عاشورا اهل بیت خود را نیز به همراه خویش بردند، باید گفت  طبیعتا خانواده در نظام قدیم تابع خود فرد بود و اگر در جنگی شکستی متوجه فردی می شد خانواده او نیز جزو مایملک افراد غالب محسوب می شدند و این مسئله باعث از دست رفتن اهل بیت می شد اما امام حسین(ع) با همراه بردن خانواده هم یک کار تبلیغی انجام دادند و هم با این اقدام از اینکه اهل بیت مورد تصرف دشمن قرار گیرند جلوگیری کردند. در خصوص حج سریع امام( ع) هم این نکته حائز اهمیت است که این بیشتر اتمام حجت برای گروهی بود که از فاصله زمانی وفات پیامبر(ص) تا به قدرت رسیدن معاویه و یزید شبهاتی برایشان پیش آمده بود  عرب آن زمان چندان دارای بصیرت و آگاهی نبود و به آسانی می شد آنها را فریب داد و معاویه در زمان امام علی(ع) و امام حسن(ع) بسیار این کار را انجام داده بود. امام حسین(ع) باید این کار را در آن زمان خاص که همه مسلمانان در یک اجتماع عظیم چون حج حضور داشتند انجام می دادند تا آنان قیام امام حسین (ع) را خروج از نظام وقت تلقی نکنند چون اگر اتهام خارجی بودن به ایشان می دادند آنگاه یزید را در کشتن امام حسین(ع) محق می دانستند. در آن شرایط تبلیغات مخالفان برای لشکر شام و خارج از حوزه شبه جزیره بسیار زیاد بود به گونه ای که حتی دینداری امام حسین(ع) را زیر سؤال برده بودند، امام حسین(ع) برای آگاهی مردم حج عمره به جا آوردند و ایشان در عین اثبات دینداری خود، مردم مسلمان را در آن مقطع متوجه یک امر مهم کردند که امام آن را بر حج واجب ارجح می دانستند که همانا بقای اسلام بود. ]]> معارف Wed, 07 Dec 2011 08:23:58 GMT http://farhangashti.com/vdcj.8ehfuqe8isfzu.html مکاشفه حضرت آیت‌الله العظمي بهجت درباره رحلت امام http://farhangashti.com/vdcam6nu.49new15kk4.html حجت الاسلام والمسلمین ری شهری در کتاب «زمزم عرفان» نقل می‌کندحضرت آیت‌الله العظمي بهجت در خصوص رحلت حضرت امام می‌فرمایند:۲ روز قبل از فوت امام‌خمینی (ره)،هنگامی که امام دربیمارستان بود در حالی که خواب نبودم، دیدم ایشان، زیبا، خوشرو و با لبخند، از جلوی من گذشت. چهره‌اش از عکس او زیبا‌تر بود. بعد از چند روز که خبر وفات ایشان منتشر شد، متوجه شدم که ایشان آمده بود از من خداحافظی کند. خوشحال بود برای اینکه کارش تا آخر درست بوده و از آنچه انجام داده، پشیمان نیست، بلکه کارش ناجح بوده است. ]]> معارف Wed, 16 May 2012 04:27:59 GMT http://farhangashti.com/vdcam6nu.49new15kk4.html به گوش امام زمان (عج) می‌رسد http://farhangashti.com/vdceoz8w.jh8x7i9bbj.html حجت‌الاسلام محمد هادی مفتح، فرزند شهید مفتح که از استادان برجسته حوزه علمیه قم و موسس رادیو معارف است روزی در کلاس درسمان در حوزه علمیه قم این خاطره شنیدنی را تعریف کرد: روزی خدمت حضرت آیت‌الله العظمي بهجت رسیدم، از قبل برای زیارت ایشان در منزلشان وقت گرفته بودم. به گزارش فرهنگ اشتی انلاین، خودم را به آنجا رساندم اما دیدم وزیر آموزش و پرورش وقت جناب آقای مظفر و گروهی خدمت حضرت آیت‌الله العظمي بهجت رسیده‌اند. من ناراحت شدم و در اطاقی دیگر با آقازاده ایشان نشستم و صحبت کردم. وقتی میهمانان منزل حضرت آقا را ترک کردند، در اندرونی خدمت‌حضرت آیت‌الله العظمي رسیدم ولی دیگر قصد نداشتم مساله‌ام را با ایشان مطرح کنم و به همین خاطر مباحث دیگری را مطرح کردم. ولی حضرت آیت‌الله العظمي بهجتجواب سوالاتی که به خاطر آنها به منزل ایشان رفته بودم را بدون طرح سوال از سوی من پاسخ دادند و گفتند: حرف‌هایی که ما می‌زنیم قبل از اینکه بیان کنیم به گوش امام زمان (عج) می‌رسد. استاد مفتح می‌فرمودند من از این مساله خوشحال و متعجب شدم. ایشان گفتند این جریان برای من در سال ۱۳۷۷ رخ داد. ]]> معارف Wed, 16 May 2012 04:32:20 GMT http://farhangashti.com/vdceoz8w.jh8x7i9bbj.html